سال های پر از تهی دستی

سال های پر از تهی دستی

ر سال های پر از تهی دستیدر به رویم بگو چرا بستی پیش از آن تنگراه می گفتیاز دوچشمم عزیزتر هستی با همه تلخیش زمستان رفتای زغال سیاه رو پستی درخیال مسافرم حالاختم این کوچه های بن بستی خوب رو کرد  دست هایت راسال های پراز تهی دستی محمدعلی ساکی

تو بهترین شقایقی

تو بهترین شقایقی

در فصل 39سالگی امتو بهترین شقایقیبمان، بمان در این کلبهتا هنگامی که دل مست از  عطر  این عاشقی.#الهام_محمودی.آهسته آهسته می رهداز کنارمآن نگاره ی زیبا.به حرمت اولین طنین موج خاطره هاکه دیدمت و پسندیدمتدر کرانه ی ساحل ها،به حرمت نیم خاطره هاکمی صبر کن و دست نگهدار،تا دوباره شایدتکرار شود آوای اشک ها و لبخندها!اشک […]

قلبم هنوز جای توست باور نداری ؟

قلبم هنوز جای توست باور نداری ؟

قلبم هنوز جای توست باور نداری ؟ این حال زار من را خبر نداری ؟ تا کی به هجران تو تنهابسوزم؟ ای درد سخت دوری ،آخر نداری ؟حسین قویه

تو را دوست دارم مرا دوست داری

تو را دوست دارم مرا دوست داری

تو را دوست دارم مرا دوست داریتو هم دردلت مهرمن هست جاری چه خوبست شیرین بیانم بپیچدبه گوشم طنین خوشاهنگ آری دلم را نرنجان گل مهربانمبکن خاطرم را ز تردید عاری به عشق تو بود این غزل را سرودمنگه دار شعر مرا یادگاری سرانجام با لکنت و شرم گفتیتو را دوست دارم مرا دوست داری […]

غزل با نامت آغازی دگر داشت

غزل با نامت آغازی دگر داشت

*هنگامهــــــــــــــــــــــــــــــــغزل      با      نامت        آغازی        دگر  داشتشکوهی        دیگر      و      رازی  دگر  داشت سیه        مستان    چشم        فتنه    کوشتنگاه          دل            براندازی        […]

دیوانه شدم تا که چشیدم ز سبویت

دیوانه شدم تا که چشیدم ز سبویت

دیوانه شدم تا که چشیدم ز سبویتلا حول و لا قوةَ الّا گُلِ رویت برخیز زمین تشنه ی یک جرعه نماز استای کوثر بی چون و چرا آب وضویت یک دشت شهیدان تماشای تو هستندبرنده تر از تیغ عدو برق گلویت آهوی دل وحشی ما رام کسی نیستدر دام کسی نیست مگر پیچک مویت ما […]

حور وقتی در بهشت از عطر گل تر می شود

v حور وقتی در بهشت از عطر گل تر می شودبر زمین می آید و اینگونه ” دختر ” می شود رنگ و بو می گیرد از او خانه ی ما و شمامثل گلدانی که با گل ها معطر می شود گل شکوفا می شود، قدری تبسّم می کندباغ ما زیبایی اش چندین برابر می […]

از بهاران جلوه ی روی تو یادم مانده است

از بهاران جلوه ی روی تو یادم مانده است

از بهاران جلوه ی روی تو یادم مانده استاز شبستان شام گیسوی تو یادم مانده استبا نفسهایم صدای ناله ای خو کرده استنای نی در باغ مینوی تو یادم مانده استسر خوشم در جنگل انبوه و گلشن های رازدر مشامم عطر خوش بوی تو یادم مانده استمهر و مه بیهوده می گردند دور خانه امماه […]

خاطرات،این آدم کُشان خاموش

خاطرات،این آدم کُشان خاموش خاطرات،این آدم کُشان خاموش

خاطرات،این آدم کُشان خاموشهیچوقت حرف حالیشان نیستعاقبتیک زنگ تلفنیک آهنگ قدیمییک صدای آشنایک شیشه ی عطر خالی …همانند زخم خنجرییا نه شاید خود خنجری که لای زخمی مانده باشدقاتل مردی میشود که مدتهاستبه تنهایی در انتظار دوباره دیدنت نشسته است .” امیر نویدکیا “

مرا مثل دست هایت ، مهربان …

مرا مثل دست هایت ، مهربان ...

مرا مثل دست هایت ، مهربان …مثل موهایت ، با شکوه …مثل چشم هایت ، بی تاب …مثل خیالت ، بی مرز …مثل نبودنت ، عمیق …در آغوش بگیر … !” امیر نویدکیا “

شعر عاشقانه سپید از امیر نوید کیا

شعر عاشقانه سپید از امیر نوید کیا

گاهی دلتنگیشبیه دیدن عکسی قدیمی در آرشیو خاطرات غبار گرفته استشبیه پیدا کردن دستخطی نم کشیده میان صفحات کتابی مستعملچیزی مانند بوی غذای مورد علاقه ات در خانه مادریخواندن کارت پستالهای رنگ و رو رفتهدلتنگی اما در من !دوست داشتن توستکه قرار نیست هیچوقتبفهمی دوستت دارم …“امیر نویدکیا “

آخرش عطری ازان مو های بورت می برم

آخرش عطری ازان مو های بورت می برم

آخرش عطری ازان مو های بورت می برم گر به میل خود نیایی من به زورت می برم در نــرو از کوره می دانــی خودت ای آرزو مـن که از روز ازل دارم به گورت می برم سید محسن جوادی

کبوتر

صـد جـمـلـه ناب طفـلـک از بـــر دارد یـک کــوه خـیال خـفـته در ســر دارد یک چشم به روی جای خالی بر سیم یک چشم دگر به قـفــل بــر در دارد

صـد جـمـلـه ناب طفـلـک از بـــر دارد یـک کــوه خـیال خـفـته در ســر دارد یک چشم به روی جای خالی بر سیم یک چشم دگر به قـفــل بــر در دارد سید محسن جوادی

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری ویران شدم به پایت، وجدان مگر نداری گفتم که با خیالت روز و شبم به سر شد گفتی بجز هوایم ، کاری دگر نداری گفتم که کار من تو ، تاب و قرار من تو مجنون شدم من از تو ، گویا خبر نداری گفتی ز […]

مرا با تلخی هایم دوست دارد

مرا با تلخی هایم دوست دارد

مرا با تلخی هایم دوست دارد مرا با سرکشی با بی وفایی، مرا با خم به ابرو دوست دارد مرا با کینه ها و با جفا و فتنه هایم دوست دارد … الهام ابوالحسنی

به زیر تیغ غم ، عریان صبریم

به زیر تیغ غم ، عریان صبریم

به زیر تیغ غم ، عریان صبریم سوار اسب بی افسار قبریم اگرچه میوه ی ممنوعه خوردیم اسیر اختیار دیو جبریم ابوالقاسم کریمی

خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم

خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم

خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم تر گل سرزده از مشرق سبز چمنم خنده کن مرغک خوش لهجه باغ وبر من خنده کن ای روشنای ديدگان روشنم