تنها
تنها

تنها

کافه شعر نوامبر 8, 2017 حسن گایینی سپید 0

تنها تنها خسته از هر زخم آویخته از… ـ بهشت افعیان منم… ـ نمرود ! ▫▪ ✍ ح_رزاس

ادامه مطلب
شیدا و صوفی قسمت 71 چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 71 چیستا یثربی از کافه شعر

شیدا و صوفی قسمت 71 چیستا یثربی از کافه شعر

کافه شعر فوریه 17, 2016 چیستا یثربی کتاب 0

شیدا و صوفی قسمت 71 چیستا یثربی از کافه شعر #شیداو صوفی/هفتادو یکم/#چیستا_یثربی برگرفته از اینستاگرام رسمی #چیستا_یثربی شیدا و صوفی قسمت 71 چیستا یثربی از کافه شعر فکر نمیکردم هنوز همان طور مانده باشد.اتاقهای سپید بیمارستان را میگویم… به اتاق چهارم که رسیدیم؛ صوفی

ادامه مطلب
تنهاترین بهانه ی دنیای من تویی
تنهاترین بهانه ی دنیای من تویی

تنهاترین بهانه ی دنیای من تویی

کافه شعر فوریه 24, 2018 سایر شاعران غزل 0

تنهاترین بهانه ی دنیای من تویی در رو بروی آینه زیبای من تویی وقتی که از تمام جهان خسته می شوم آغوش دلنشین و پذیرای من تویی با بوی سیب خنده ی تو زنده می شوم تو یوسف مؤنث و عیسای من تویی ! وقتی

ادامه مطلب
شیدا و صوفی قسمت 75 چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 75 چیستا یثربی از کافه شعر

شیدا و صوفی قسمت 75 چیستا یثربی از کافه شعر

کافه شعر مارس 2, 2016 چیستا یثربی کتاب 0

شیدا و صوفی قسمت 75 چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_پنجم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista شیدا و صوفی قسمت 75 چیستا یثربی از کافه شعر و من فقط میدویدم تا به خانه و مادرم برسم و صدای آرمیتا را میشنیدم: آقا

ادامه مطلب
حدیث آمدنت یک فسانه گشته بیا
حدیث آمدنت یک فسانه گشته بیا

حدیث آمدنت یک فسانه گشته بیا

کافه شعر فوریه 24, 2018 غزل مهری مقدمی 0

حدیث آمدنت یک فسانه گشته بیا نگاه بیم و امید آهوانه گشته بیا نمانده یک سر سوزن فضای پروازی گلوی عاشق ما بی ترانه گشته بیا به خاطر دل پر مهر خود نه آب دیده ی ما که در مسیر دعاها روانه گشته بیا تو

ادامه مطلب
در پشت جاده های غم زده
در پشت جاده های غم زده

در پشت جاده های غم زده

کافه شعر ژانویه 20, 2018 سایر شاعران سپید 0

در پشت جاده های غم زده در کنار ساحل وصل و امید یاد تو همچون خورشید در فلک میدرخشد پر امید بوی یاس و بوی نرگس در کنار جوی آب بوی نیلوفر وحشی در جوار قاصدک می برد هوش از حواس هوشیار لحظه های پر

ادامه مطلب
درد دارد به کسی غیر خودم رو بزنی
درد دارد به کسی غیر خودم رو بزنی

درد دارد به کسی غیر خودم رو بزنی

کافه شعر مه 30, 2017 سجاد صادقی غزل 0

درد دارد به کسی غیر خودم رو بزنی جلوی من بنشینی و دم از او بزنی پیش من مندرس و کهنه بگردی اما پیش او عطر گرانقیمت خوشبو بزنی از چپ و راست به من پیله کنی اما باز وقت پروانگی ات خدعه و نارو

ادامه مطلب
او یک زن قسمت هفتم چیستا یثربی از کافه شعر
او یک زن قسمت هفتم چیستا یثربی از کافه شعر

او یک زن قسمت هفتم چیستا یثربی از کافه شعر

کافه شعر جولای 26, 2016 او یک زن چیستا یثربی 0

او یک زن قسمت هفتم چیستا یثربی از کافه شعر #او_یک_زن #قسمت_هفتم #چیستایثربی #داستان_بلند او یک زن قسمت هفتم چیستا یثربی از کافه شعر چشمهایم نیمه باز شد ؛ اول فقط سپیدی بود و بوی الکل…نفهمیدم کجا هستم.پدر و مادرم ؛ کنارم نسسته بودند.مادرم؛ دستش

ادامه مطلب