ترانه عاشقانه دلم مي خواد يه بار ديگه از محمدرضا ایرانی
ترانه عاشقانه دلم مي خواد يه بار ديگه از محمدرضا ایرانی

ترانه عاشقانه دلم مي خواد يه بار ديگه از محمدرضا ایرانی

کافه شعر آوریل 12, 2017 ترانه سایر شاعران 0

دلم مي خواد يه بار ديگه بگم كه عاشقت شدم عاشقِ مهربوني و…. چشماي صادقت شدم دلم مي خواد باز ببينم خنده روي لباي تو غصه نباشه تو دلت منم بشم فداي تو دلم مي خواد بدوني كه رفتن من اجباريه قصه ي درد آدما

ادامه مطلب
چمدان معطل مهدی فرجی چه احمقانه سزاوار بودنی با من
چمدان معطل مهدی فرجی چه احمقانه سزاوار بودنی با من

چمدان معطل مهدی فرجی چه احمقانه سزاوار بودنی با من

کافه شعر مه 20, 2015 غزل مهدی فرجی 0

چمدان معطل چه احمقانه سزاوار بودنی با من اگر هنوز هست دلت ارزنی با من تو با خود تو تویی تو نه یک منی بی من تو با من آن چه تویی نیست زنی با من مگر به خواب ببینی دوباره پاک شود اگر که

ادامه مطلب
سال های پر از تهی دستی
سال های پر از تهی دستی

سال های پر از تهی دستی

کافه شعر سپتامبر 19, 2019 سایر شاعران 0

ر سال های پر از تهی دستیدر به رویم بگو چرا بستی پیش از آن تنگراه می گفتیاز دوچشمم عزیزتر هستی با همه تلخیش زمستان رفتای زغال سیاه رو پستی درخیال مسافرم حالاختم این کوچه های بن بستی خوب رو کرد  دست هایت راسال های

ادامه مطلب
اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید!
اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید!

اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید!

کافه شعر آگوست 23, 2015 شهریار غزل 0

اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید! اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید! یا پریشان شده ی موی پریشان شما، عفو کنید! دست من نیست که عاشق شده احساساتم! اینکه چشمم شده گریان شما، عفو کنید! جان من چیست که قربانی عشقی

ادامه مطلب
این شبستان به هوای تو چراغانی شد 
این شبستان به هوای تو چراغانی شد 

این شبستان به هوای تو چراغانی شد 

کافه شعر آگوست 29, 2017 سایر شاعران غزل 0

امام رضا این شبستان به هوای تو چراغانی شد لهجه زیرو بم من که خراسانی شد به همین بغض گلوگیرکه لبریزم از آن قلبم از شوق حرم آنچه که میدانی شد من نه نومیدم از الطاف تو وقتی بینم سبز از برکت تو خار بیابانی

ادامه مطلب
نمیدانم چرا دل ، ناگرانی  می کند
نمیدانم چرا دل ، ناگرانی  می کند

نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند

کافه شعر ژانویه 30, 2018 سایر شاعران غزل 0

نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند بر اسارت میرود، او بنده گانی می کند چون که افسارش ز دستم رفته است لیک تا دلبر ببیند ، دم تکانی میکند من دگر از دست این دل بر کجا راهی برم از برای دیدن عشق ،

ادامه مطلب
کتاب حوت مهدی فرجی
کتاب حوت مهدی فرجی

کتاب حوت مهدی فرجی

کافه شعر آوریل 4, 2018 کتاب مهدی فرجی 0

این کتاب به زودی منتشر می شود. بخشی از یکی از اشعار کتاب حوت را در زیر می خوانید. تو، يا كسِ دگرى، آنكه در نگاه كسى نگاه كرد و كلامى نخواند، بيگانه ست به اجتهاد خودم، مستحقِ عقل، كسى ست كه شعرهاى مرا خواند

ادامه مطلب
غزل دیگر نمی کنم از محمد حسین ایزدی
غزل دیگر نمی کنم از محمد حسین ایزدی

غزل دیگر نمی کنم از محمد حسین ایزدی

کافه شعر نوامبر 22, 2016 غزل محمد حسین ایزدی 0

خنده یِ هیچ مرد و گریهء زنی باور نمیکنم دیگر برای جنبنده ای چشم خودم را تَـر نمیکنم از هرچه دلبستگی و عاشقی ها فراریم حتی دگر دست در آغـوش سماور نمیکنم عقل خودم را منزه زِ حرف دل کردم دیگر دقیقه ای تفکر به

ادامه مطلب