سایر شاعران

زمستان بار خویش را ببست

از : زهرا حنیفی 
زمستان بار خویش را ببست و آرام و بی صدا برفت، بی آنکه پشت سر خویش را نگاهی اندازد
ره خویش را ندیده  خجل زده و شرمسار رفت
دل آرام ما را به دریای طوفانی مبدل ساخت و رفت
امان از آن زمستان سرد زمین رابخشکاند و برفت.
بی آنکه گذری به دل زمین کند سرشکسته برفت
دل ما را تسکین مداد و در خیال بگذاشته و برفت
فراموش نگردد عشق که عشق به پاییز و زمستان نیست.

زمستان بار خویش را ببست, کافه شعر

نوشته های مشابه

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا