سایر شاعران

‍ می روی، پشت سرت گریه و زاری سخت است

‍ می روی، پشت سرت گریه و زاری سخت است
بعد من دل به رقیبم بسپاری سخت است

اینکه هر روز تماشا کنم از دور تو را
و بفهمم به من احساس نداری سخت است

نوشته های مشابه

شوکران ست دو چشمت که به آن دل بستم
بروی، بعد تو این درد خماری، سخت است

آنکه محکوم به حبس ابدست می فهمد
زندگی در قفس تنگ قناری سخت است

بِنِشینی و به تقویم فقط خیره شوی
روزهایی که نبوده بشماری سخت است

روزی من آینه ی رو به تو بودم، حالا
گوشه ای بشکنم از ردّ غباری، سخت است

جای خود تاج جهان را بگذاری سر من!
روز تشیع دلم، تاج گذاری سخت است

با خیالت همه جا گشتم و گشتم در شهر
پرسه در شهر بدون تو، چه کاری سخت است

#جلال جاوند…”م.اقاقیا”
📚مجموعه غزل ” دیگر “
#منتشر نشده

‍ می روی، پشت سرت گریه و زاری سخت است, کافه شعر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا