سایر شاعران

چند شعر کوتاه

💜بیات:
چشم های من
سفره انداخته اند!
بیا…
پیش از آنکه بیات شود
نگاه تازه ام

💜 شعر:
بوسیدی مرا
و ذهنم
آبستن شعری شد

نوشته های مشابه

💜 کفتار:
کفتار ؛
نامِ دیگرِ تنهایی !
به دندان کشیده است
بره ی خیالم را

💜رو به شهادت:
ماه شب بدری ،
من …
به خندق شب ابری
رو به شهادتم!

💜 فصل رسیدن:
فصل تمامِ نرسیدن هایت
رسیده
نمی رسی؟!

💜 خسته:
تو
مزرعه ی آماده ی درو
من
خسته تر از آن
که بچینمت!.

💜 کجای جهانی:
عزیز همیشگی
دوست داشتنت را
درد می کشم،
در نبودنت
بگو کجای جهان نشسته ای…

💜 آغوش تو :
عاشقانه ترین شعرهایم را
در آغوش تو سروده ام
آنجا که دنج ترین جای دنیا
برای یک شاعر است.

💜 پیراهن دلتنگی:
مهمانم شو
تا پاره شود
از تن لحظه هایم،
پیراهن مندرس دلتنگی.

💜 شب های بی تو:
سیگار،
تشویش
کفش های خسته
و خیابانی های بی پایان
این است سهم من
از شب های بی تو بودن.

💜 کمی عشق:
برایم کمی عشق بیاور
و دو لقمه دوستت دارم
و قاچی بوسه از لبهایت
تا صبح ام بخیر شود.

💜 دلم گرفته بود:
دلم گرفته بود
سیگاری از اولین سیگار فروشی خریدم
مانده بودم که
عاشقی را از که بخرم؟!

💜 دل به دریا زده:
برای داشتنت
به دریا زدم
دلی را
که از آب واهمه داشت.!

💜 بهار چشم هایت:
بهار
و باران‌
ترجمان چشم های توست.

💜 نبودنت:
در من
دلشوره ای زندگی می‌کند
از جنس تو
سرو می‌كنند،
هر روز عصر
قهوه‌ی تلخ نبودنت را.

💜 دوست داشتنت:
دوست داشتن
زمان نمی شناسد
جاده ای است
که هر گاه قدم می گذارم
به تو می رسم.

💜 شهرزاد:
شهرزاد قصه های من
هزار و یک شب به سر رسید
قصه ی آمدنت را
کی می آیی؟!

💜برکه ی زلال:
برکه ایست زلال
بانوی من
پر از ماهیان سرمست
که برای صید هر کدام
لبهایم را طعمه می کنم.

💜 آغوش ات:
آغوش کوچک ات
برای اندوههای بزرگ من
سرزمین بی مرزی است
که در آن دروغ نمی گویند،
فصل ها!
به بهار و زمستان تن ات
من، ایمان دارم.

💜 رد پایت:
مانند شام
بعد از سقوط داعش
جا مانده رد پایت
بر ویرانه هایم!

💜 غمگینم:
غمگینم
همچون
لبخندهای چارلی چاپلین

💜 یک لا قبا:
شاعری یک لا قبایم
شعرهایم
کفاف دوست داشتن ات را نمی کند.

💜 ترانه ی ما:
در من شعریست
و در تو آهنگی
در کنارم بنشین
عشق در انتظار ترانه ای از ماست…

💜 سرزمین مقدس :
بانوی من
سرزمین مقدس ام
به شکوه و آرامش
بیستون می مانی
و ابروانت
طاق بستان ساسانی است
تندیس تنت
گنج نامه من است
که سر از هگمتانه در آورده است
و قامت بلندت
به درختان بلوط
زاگرس می ماند
و من،
به غربت کوردستان می مانم
مهجور و ناشناخته و پر از درد.

💜 معدن فقرم:
حال ام خراب
و پر از فقرم
مثل کارگر سیاهی
که روز و شب
در معدن بزرگ الماس کار می کند

💜 نبودنهایت:
و تـــو نمی دانی
نبودنهایت
چقدر
آب و هوای دلم را
مستعد بارندگی می کند.

💜نابودی:
من ظاهرا نابود نشدم
بعد تو،
اما
پیرهن که باز کردم
مشتی پوست و استخوان افتاد.

💜 جایزه:
جایزه صلح نوبل و اسکار،
از آن من و توست!
من جسورانه جنگیدم با همه
تا فتح سرزمین ذهن تو
و تو زیبا درخشیدی
در نقش اول همه غریبه ها.

💜 روشنایی:
نیمه ی روشن من؛
با آمدنت،
بتاب؛
من از گم شدن،
در ظلمت بی تو می ترسم…

💜 لشکر تلخ سکوت:
چون تو نباشی
لشکر تلخ سکوت
جای جای خانه را
به تسخیر خود در می آورد.

💜 دروغ هایت:
آرام می شوم
با دروغ هایت،
مثل مسکن هایی
که هیچ وقت نخورده ام

💜 دلتنگی:
هیچ منصفانه نیست
که صبح،
به جای تو
دلتنگی از راه برسد.

💜 منتظر:
در انتظارت مانده ام
شبیه پیراهن های توی کمد
که می دانند
عاقبت روزی
دستی به تن شان کشیده می شود

💜قبرستان:
کاش می دانستی
این خانه بی تو
قبرستانی ست
که هر شب
میان آن
مرا دفن می کنند.

💜 وسعت آغوش تو:
از تمام جغرافیای جهان
من فقط
وسعت آغوش تو‌ را دوست دارم

#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
@ZanaKORDistani63
@mikhanehkolop3
mikhanehkolop3.blogfa.com
شماره تماس :
09057106042

چند شعر کوتاه, کافه شعر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا