سایر شاعران

“از سکوت مرگبار خویش می ترسم دگر”

“از سکوت مرگبار خویش می ترسم دگر”

از سكوت مرگبار خويش می ترسم دگر
از هجوم اين همه تشويش می تر سم دگر

نوشته های مشابه

من كه تنهايی  به  طوفانی ز غم می تاختم
حال حتی از خسی در پيش می ترسم دگر

آنچنان رنجيده ام زين روزگار نانجيب
كز رفيق و همدم و همريش می ترسم دگر

يک نفر پيدا كنيد از خويش بستاند مرا
چون كه بی اغراق از اين”خويش” می ترسم دگر

بس دورويی ديده ام زين خلق،در هر محفلی
از جهود و كافر و درويش می ترسم دگر

از زبان تيز نامردان اگر چه زود شد
زخم دل درمان، ولی از نيش می ترسم دگر

حالِ امروز مرا باور كنيد ای دوستان
من از اين كابوس گرگ و ميش می ترسم دگر…

“از سکوت مرگبار خویش می ترسم دگر”, کافه شعر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا