در را بستی صدای در توی سرم راه میرفت

در را بستی
صدای در
توی سرم راه میرفت
مزه نبودنت
قهوه قجری بود
یا
آخرین اس ام اس
گلوله ای بود
که به چشمهایم شلیک کردی
خداحافظ عزيزم
چه اتفاق تلخیست
وقتی
گوشی تلفن
درقلبت منفجرشود
از : سید مبین محمودی

در را بستی صدای در توی سرم راه میرفت, کافه شعر

اینا رو هم ببین...