سایر شاعران

رسم‌ جاودان انسانیت

رسم‌ جاودان انسانیت
صدایی آمد از رخسار دیرین/بهاری از نگر جاوید زرین/
صدا آمد دلش را دلنوا کرد/درونش را زغم فارغ گرا کرد/صدایی وهم پرواز محبت/درونی این چنین آشفته حیرت/
تهی گشت و تهی وهم زندگی کرد/خودش را از غم هجران تهی کرد/
خزان بهر صدایی پشت بهران/نطر کرد بهر آن سوی تهیدستان/
غنی بود وزحیران بر ملا بود/خودش از خود چنین دوران جدا بود/
کمک واران مدد میکرد نهان را/خودش را از چنین بند قیدوبندها /
صدا میزد منم ان من تپش وار/من آنم از برم اینک مدارا/
منم پنهان وپنهان گوشه گیری/که از بند رهایی شد دلیری/
منم آن عزم راسخ پر توانمند/همان پایی که از سستی رها گشت/
منم ان من اراده سهمگین است/گهی طغیان گهی فولاد گهی زرین تنین است
منم آن گرز رستم سهمگین وزن/که دانش دارم از عمق بصیرت/
منم آن نیک پنزاد زرین/درونی این چنین پاک و نهادین/
منم ان روح پروار و فروهر/همان خلاق ذهن پر موفق/
منم آن تجربه دیروز وهرروز/همان من ریش سفیدانه در بزم مذکور/
منم ان راهنما آن فرد ممکن/که نایابان پی ام هرروز و ممکن/
منم ان علم بالای رئوفت/همان علمی که از دیروزم شهود است/
منم بزم عطش وار محبت/منم انسانی از جنس حقیقت/
منم آن مهر جاویدان هرروز/دلم بهر مدد کردن به همنوع/
همان همنوعی از جنس خودم انسان وآدم/همان بنی ادم که اعضای یکدیگرند/
منم آن من موفق پر زانسان/همان واژه پراز مصداق وجدان/
منم وجدان منم ان خودشناسی/خودم را خوب میشناسم اساسی/
منم ان خود نشانم زین به دوران/که میخواهم بسازم بهر انسان/
منم الگو تپش واران مدور/که میخواهد بسازد من ز دورانی موفق/
منم ان روح پر بخشش مکرر/که خوبی از بدی باشد چه بهتر/
منم ان خوب دوران پر زبخشش/که امروزم به از دیروز خجسته/
منم پیدا وپنهان در نگارم/مرا گویی به وجدان چشم انتظارم/
بساز انسان ز انسانها تو انسان/به واقع این چنین انسانیت باشد ز دوران/
تو از انسان به آدم ها نظر کن/بساز انسان ز انسانیتان پر/
بگو من میتوانم من همانم/منم خوبی که خوب میخواهد بماند/
بگو بخشش کنم بخشش چه خوب است/همان بخشندگی که از خالق ‌الگو است/
منم بنده یکی از بندگان جایز خطاکار/منم توبه که میخواهد بسازد ان خودی از جنس خوبها/
ببخشا خود ببخشا دیگری را/تو از امروز بگو یارب بسم الله/
تو ای پروردگارم من ببخشا /که من میخواهم از امروز باشم شکیبا/
بشم بنده پراز خوبی پراز مهر/پراز تقوا وایمان اعمال صالح/
بشم روحی بزرگ و پرسخاوت/پراز بخشندگی پر از مهرو عطوفت/
بشم خوبتر ز خوبتر از گذشته/بسازم من خودم را از امروز هفته به هفته/
بشم ان بنده ی خوبی که دوران/مرا نامد تولد بهر انسان/
شکوفا میشود انسانیت با اسم انسان/شود جاودان ترین انسان دوران/
کنیم من های انسان را به ماها/همان انسانیت که با جمع های ما خواهد شد شکوفا.
شاعر:رزیتا دغلاوی نژاد

رسم‌ جاودان انسانیت, کافه شعر

نوشته های مشابه

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا