سایر شاعران

((( چرخه مدوروار )))

((( چرخه مدوروار )))
ای پرواز درون که تو در عمق وجود عطشت ساکت وبی پروا در ابهتی/تو همان افتادنی/تو همان صبر جمیل تپش قلب منی/به خیالت گذری کن ایا/من افتاده سکوتم چه شکسته از تو/تو همان گذشته ای/تو همان نفی رفیق درگذر ثانیه ای/تو همان منم منم ایه ی نفی غم ومایوس منی/تو همانی که تپش وار مرا گول زدی/تو عقول منو فهم منو دنیای مرا زور زدی/تو فریب عقل بیدار منی/تو همان رنج بزرگ غم امروز وفردای منی/من به خود مینگرم /من عاقل که رخم از سر لبخند به سرخی گلگون بود /به همان سرخی گلگون که برونم ز غمش فارغ بود/به همان خنده پر عمق و وسیعی که غم درونیش پنهان بود/تو مرا زخم زدی/من به خود مینگرم/من عاقل من فاخر من فرهیخته عالم /که عقولم به زبانزد عام است /به گذر کردن عمر فارغ از درک عقول/ باز به خود مینگرم که چرا  راز مرا /که خودم از نگهش فارغ  و مایوس شدم/شده امروز برایم یک درس/درس وعبرت گذر ثانیه است/ من به افتادن آن شخص رفیق معتقدم/چون چرخه مدور وار خواهد چرخید/من دلی ازردم تو دلم ازردی/تو دلی آزردی او دلت را ازرد/او دلش آزردند دیگری آزرده تر/پس بشر باز مدوروار در این چرخه بچرخ/تا خودت میخواهی تو مدام در چرخشی /تو همان ازرده ای که تکرروار در چرخه ی آزرگی ها آزرده ترین خواهی ماند.
شاعر:رزیتا دغلاوی نژاد

((( چرخه مدوروار ))), کافه شعر

نوشته های مشابه

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا