سایر شاعران

خواب اشفته

خواب اشفته
صدایی از پس رخسار دیروز/رها کردم خودم را از خودم از غم به هرروز/شدم باور همان محور/همان عمقی که من را میرساند باز مکرر/منم رویای پوچی همان رسم فراموشی/منم ان من تزلزل /همان دائم در حال تغیر/منم ان من که دائم میچکاند /همان زانوی غم که در بغل میفشارد/منم ان من که مایوس ومدور/خودش را داد دست باد محور/منم ان من که میخواهم خودم باشم/خودم را خوب سازم تا ز خود باور چه محکمتر بسازم/منم ان خسته از دردوغم واندوه/منم ان من که میخواد بسازد رویای مطلوب منم ان رم همان نان رم /همان خوابی که میسازد درونم را چه مبهم/منم ان خواب اشفته/منم پر پر زخوابی پرز مایوسی گشت خفته/منم بپر /منم رویای بدپیکر/منم ان عزت نفسی که پایین تر ز پایینتر کشان است.منم ان باور رخسان همان لرزان که دائم در تغیررها نمایان است/.منم ان حرف دائم در تغیر /منم ان عزت نفسی چنین پایین تحمل/منم خود باور خود ساز مغرور/همان باور زرسم سازش نامطلوب/منم ان من که میخواهم خودم باشم همان قولی که از امروز من میخواهم همان باشم.
شاعر:رزیتا دغلاوی نژاد

خواب اشفته, کافه شعر

نوشته های مشابه

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا