شهریارغزلهوشنگ ابتهاج

شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار و پاسخ شهریار به سایه

شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار و پاسخ شهریار به سایه

شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار و پاسخ شهریار ، هوشنگ التهاج ه.ا.سایه شعری را به شهریار می نویسد و در آن از محبت و رفاقت بین خودش و شهریار می گوید چندی بعد نیز شهریار پاسخ وی را در قالب غزلی بسیار زیبا منتشر می کند. شاید کمنتر

اما غزل سایه برای شهریار

نوشته های مشابه

شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار :

 

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه

ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت

گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل

هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست

سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر

وه ازین آتش روشن که به جان من و توست

سایه

هوشنگ ابتهاج

شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار و پاسخ شهریار به سایه

سایر شعر های هوشنگ ابتهاج را می توانید از لینک زیر بخوانید.

سابه

و پاسخ شهریار به سایه :

 

سایه جان رفتنى استیم بمانیم كه چه
زنده باشیم و همه روضه بخوانیم كه چه

درسِ این زندگى از بهرِ ندانستن ماست
اینهمه درس بخوانیم و ندانیم كه چه

خود رسیدیم به جان، نعشِ عزیزى هر روز
دوش گیریم و به خاكش برسانیم كه چه

آرى این زهرِ هلاهل به تشخّص هر روز
بچشیم و به عزیزان بچشانیم كه چه

دورِ سر هلهله و هاله شاهینِ اجل
ما به سرگیجه كبوتر بپرانیم كه چه

كشتیى را كه پىِ غرق شدن ساخته اند
هى به جان كندن از این ورطه برانیم كه چه

قسمتِ خرس و شغال است خود این باغِ مویز
بى ثمر غوره چشمى بچلانیم كه چه

بدتر از خواستن این لطمه نتوانستن
هى بخواهیم و رسیدن نتوانیم كه چه

ما طلسمى كه قضا بسته ندانیم شكست
كاسه و كوزه سرِ هم بشكانیم كه چه

گر رهایى ست براى همه خواهید از غرق
ورنه تنها خودى از لُجّه رهانیم كه چه

ما كه در خانه ایمانِ خدا ننشستیم
كفرِ ابلیس به كُرسى بنشانیم كه چه

قاتلِ مُرغ و خروسیم، یكیمان كمتر
این همه جان گرامى بستانیم كه چه

مرگ یك بار ــ مَثَل دیدم ــ و شیون یك بار
این قَدَر پاىِ تعلّل بكشانیم كه چه

شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند
ما همه از دگران فاتحه خوانیم كه چه

شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار و پاسخ شهریار به سایه

شهریار

 

سایر شعر های شهریار را می توانید از کافه شعر یخوانید.

شهریار

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا