❆ آوارگی:

من هر صبح
به زن کوردی می اندیشم
که نمی داند
حیاطش را
در کجای جهان جارو کند.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ نیل عشق:

موسی شده ام
و افتاده در نیل عشقت!
خوشا مرا
اگر آسیه گردی!

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ من منهای تو:

بهانه برای حضور در کلاس ریاضی تو بودی
و گرنه همه میدانند
من منهای تو
مساوی هیچ…

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ پاییز خیالم:

چشمانم
ابری که می شود…
پاییز خیالم را میگیرد
نگاهم را به تاراج می برد
و برگ
برگ
می بارد…

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ انتظار بیهوده:

هر روز
بیهوده به انتظارت می نشستم
یک نفر به شانه ام زد
و گفت که هی!
کسی که با پای دلش رفته
بر نمی گردد!

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ پاییز:

پاییز
دخترکی نازک دل است
زود
برگ هایش سرازیر می شود.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ محاصره:

مانند سربازی که
آخرین تیرش را شلیک کرده
تسلیم میشوم
در محاصره بازوانت.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ فصل آخر:

فصل آخر عمرم
زمستان نیست
وقتی است
که تو می روی.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ جای خالی ات:

پنهان مي كنم
جاي خالي ات را
لابه لای خاطراتمان
مثل كودكي
که ترسش را زير پتو
خواب می کند.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ نبودنت:

دیشب
باران‌‌‌‌‌‌
نبودنت را
به گریه نشسته بود.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

❆ شعرهایم:

شعرهايم خیلی ساده اند
آنقدر
كه كودكانه اعتراف مي كنند
دوستت دارم!

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

♡ کف ماهی تابه ها
جای ماهی های ترسوست
ما که شیرماهی ایم
در عمق اقیانوس ها جای داریم.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

صبح ها
یک دوستت دارم
روی میز بگذار
گاهی این جمله
بیشتر از هر صبحانه ای میچسبد.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

3 – معجزه
یعنی آغوشت
که عالم و آدم را از یادم می برد.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

4 – گل های قالی
در نبودت
پژمردند
آنها به آبی قدم ها تو محتاج اند.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

عزیز همیشگی
دوست داشتنت را
درد می کشم
در نبودنت
بگو کجای جهان نشسته ای…

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

پیراهن دلتنگی:
مهمانم شو
تا پاره شود
از تن لحظه هایم،
پیراهن مندرس دلتنگی.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

قدم زدن من
فرقي با ايستادن تو
پشت پنجره ندارد
هر دو در انتظاری فرو رفته ایم
كه به آن معتاديم.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

■ از حضور طالبان غربت
یک افغانستان،
درد دارم.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

■ من هرگز از دهانت نشنیدم
جمله ی
دوستت دارم را
از چشمانت بارها!

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

■ به مادرم که سخت بود رفتنش!!!
از تمام تو
قاب عکسی
تنها مانده
که نه میخندد،
و نه حرف می زند
با من،
فقط گاهی در آغوشم می کشد…

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

■ دستهایت
آن تصمیم بزرگی است
که گرفتم.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

■ شهرزاد:
شهرزاد قصه های من
هزار و یک شب به سر رسید
قصه ی آمدنت را
کی می آیی؟!

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)