سایر نوشته های ادبی

آتشفشان از محمد علی ساکی

آتشفشانم کرده ای با گرمی غنجت
اندازه می گیری تبم را با دما سنجت

کی عاشقان درسی به غیراز عشق می فهمند
پندم نده با داستان رنج پر گنجت

با اینکه از بر می کنم  دیوان چشمت را
حظ می برم از مهره چینی های شطرنجت

این ماهی نا بالغ دریای ژرفت باز
مانده مردد بین مرجان ها و اسفنجت

یک راه  ساده تر جلوی پای من بگذار
تا حل کنم انبوه تمرین های بغرنجت

بر سینه ی من دست رد هرگز نزن زیبا
تا بیشتر ازاین نباشم باعث رنجت

شیرین بیان بر خویش می بالم که این گونه
آتشفشانم کرده ای با گرمی غنجت

محمدعلی ساکی

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا