سایر شاعرانغزل

بوی بهار

بوی بهار

در خانه نشستم که ببینم گل رویت
دیوانه شدم ، محو شدم در غم بویت

نوشته های مشابه

هر دم به سبویی به دلت رام شدم من
نا خواسته افتادم و خو کرده به کویت

چون بوی بهاران همه سرمست شدم من
بیدار به شب بودم و محتاج صبویت

قاب نگهت ، چشم و دو گیسوی بلندت
دل کی بتواند نکند باز به رویت

روزم به گناه سر شود و شب همه توبه
گفتی که ببخشم نبرم اب..رویت

بلبل به چمن نرگس چشمت چو ببیند
کی او بتواند نکند چهچه سویت

ایرج نصراللهی

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا