غزلنا مشخص

به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی

به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی

به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی
چقدر خواب ندارم که خواب داشته باشی

در این زمانه که انگور های باغ خمارند
به چشم هات می آید شراب داشته باشی

نوشته های مشابه

اگر که گریه کنی یک جهان به گریه می افد
تو آن گلی که نباید گلاب داشته باشی

میان آن همه در بند گیسوان بلندت
اگر قرار شود انتخاب داشته باشی

میان آن همه سر می کشم به خاک
مبادا برای کشتن من اضطراب داشته باشی

چه شد که دور شدی؟قول می دهم که بمیرم
اگر برای سوالم جواب داشته باشی

شبیه عکس پرنده در آسمان غروبی
قبول دارم حیف است قاب داشه باشی

متاسفانه من اسم این دوست شاعرمونم یادم رفته منتها انقد شعرشون شنگ و با احساس بود که حیفم اومد توی کافه شعر نذارم.
ویدیوی خوندن این شعر رو از سایت یوتیوب در لینک زیر ببینید
مشاهده به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی
اگر کسی اسم این دوستمونو می دونه بگه که غزل به ااسم خودشون در کافه شعر درج بشه.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا