سایر شاعرانسایر نوشته های ادبی

این شبستان به هوای تو چراغانی شد مهری مقدمی

این شبستان به هوای تو چراغانی شد
لهجه زیرو بم من که خراسانی شد
به همین بغض گلوگیرکه لبریزم از آن
قلبم از شوق حرم آنچه که میدانی شد
من نه نومیدم از الطاف تو وقتی بینم
سبز از برکت تو خار بیابانی شد
ای که در دایره امن حضورت روزی
سرخوش از جام بلا باده حیرانی شد
بارالها منم وحسرت آن یوسف حسن
که ندانم به دل چاه که زندانی شد
ازدرخویش اماماتومرا دور مکن
مشهدت مٱمن این سینه طوفانی شد
مهری مقدمی

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا