ابوالفضل یحیاییدو بیتی

بیهوده مرا از قفسِ عشق مترسان

بیهوده مرا از قفسِ عشق مترسان
پروانه خودش حاصلِ یک پیله ی تنگ است
بیت
قفس را باز بگذار وبرو، شوقِ رهایی نیست
که این مرغِ نشسته درقفس اصلا هوایی نیست
بیت
کنار پنجره کمتر بیا و مو پریشان کن
من از پاییزِ موهایِ تو شاعر می شوم آخر
بیت
ناسور تر از زخمِ بدِ تیزیِ دشمن
آن زخمِ زبانی ست که از دوست شنیدم
ابوالفضل یحیایی

دکمه بازگشت به بالا