سایر شاعرانغزل

آه ای عشق نگفتی که پشیمان شده ای میلاد ماهیار

آه ای عشق نگفتی که پشیمان شده ای
تا دل خاطره رفتی و مسلمان شده ای
توبه کردی که دلی را نبری سمت جنون
پس چرا شمع به دستی و پریشان شده ای
گرگ را مرگ ولی مرگ که ابزار تو بود
پر پروانه چه می گفت که لرزان شده ای
تو به خاکستر پروانه که آری گفتی
درک کردم ملک الموت هراسان شده ای
ترس در قامت معشوق نگنجد هرگز
این خطا بود گمانم که تو انسان شده ای
من که انسان و تو انسان کپرم در باد است
چه کسی گفت به من بی سر و سامان شده ای
کفر در چشم تو با آتش جان می رقصد
کعبه پیدا شده اما تو که پنهان شده ای
عاقبت دست مرا دست جنون خواهی داد
من دیوانه چه کردم که تو زندان شده ای

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا