جواد سراج

شعر ارسالی از آقای جواد سراج در کافه شعر

خلاف میل تو و مابقی آدم ها
خراب و عاشق تکرار روزمرگی ام
اگرچه زندگی ام بی تو پوچ و توخالی ست
پر است از تو ولی روزهای زندگی ام

پر است از تو همین روزهای پاییزی
و شهرمان که در این عصرها چه رویایی ست!
همین درخت سرکوچه مان که میبینی،
تویی که روی سرت شال زرد اخرایی ست.

تو مثل آن اتوبوس مسیرمان هستی
که با نیامدنت بی قرار می کنی ام
و با وجود بلیطی که پاره پاره شده
خیال میکنم آخر سوار می کنی ام

خیال میکنم و هی ادامه میدهم و
خیال میکنم و هی مدام میخندم
تخیلات من از تو شلوغ تر شده و
هنوز لای همین ازدحام میخندم

زمین هرچه غزل را سپید می بینم
هوای برفی هر شعر ، عاشقانه تر است
گمان کنم تو از این واژه ها گذر کردی
که روی قافیه ها ردپای یک نفر ست

 

دکمه بازگشت به بالا