به قفس‌ سوخته گیریم که پر هم بدهند

ببرند از وسط باغ گذر هم بدهند !

حاصل این همه سال انس گرفتن به قفس
تلخ کامی‌ست! اگر شهد و شکر هم بدهند …

همه‌ی غصه‌ی یعقوب از این بود که کاش
باد ها عطر که دادند، خبر هم بدهند …

ما که هی زخم زبان از کس و ناکس خوردیم
چه تفاوت که به ما زخم تبر هم بدهند؟

قوت ما لقمه ی نانی‌ست که خشک است و زمخت
بنویسید به ما خون جگر هم بدهند !

دوست که دل‌خوشی‌ام بود فقط خنجر زد
دشمنان را بسپارید که مرهم بدهند

خسته‌ام، مثل یتیمی که از او فرفره‌ای
بستانند و به او فحش پدر هم بدهند !

به قفس‌ سوخته گیریم که پر هم بدهند حامد عسکری

حامد_عسکري

سایر اشعار حامد عسکری را از اینجا بخوانید.