غزلکریم سهرابی

کاش هر صبح ، به دیدارِ تو،بیدار شدن کریم سهرابی از کافه شعر

کاش هر صبح ، به دیدارِ تو،بیدار شدن کریم سهرابی از کافه شعر

کاش هر صبح ، به دیدارِ تو،بیدار شدن
تو دوا باشی و،با عشقِ تو بیمار شدن

نوشته های مشابه

 

با تو بودن همه ی عمر، نفَس در نفَس ات
سر به گیسوی تو، از عطرِ تو سرشار شدن

مثلِ برگِ گُلِ سرخ و لبِ خورشیدِ بهار
سِیر، از طعمِ خوشِ بوسه ی دیدار شدن

حُسن، آن نیست که آن کودکِ کنعانی داشت
حُسن را ، چشمِ تو بایست خریدار شدن

تو اگر باغچه را نیمِ نگاهی بکُنی
گُلِ بابونه ندارد غمِ بی بار شدن

مستی وشاعری و بی خبر از خود، چه خوش است
مَرد را می کُشد این لحظه ی هشیار شدن

دردِ تکرارِ شب و روز ، خدایا تا کَی ؟
خسته ام، خسته ازاین چرخه ی تکرار شدن

کاش هر صبح ، به دیدارِ تو،بیدار شدن کریم سهرابی از کافه شعر

#کریم_سهرابی

سایر اشعار کریم سهرابی را از کافه شعر بخوانید.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا