مستم ز نگاه چشم مستت امشب
مستم ز نگاه چشم مستت امشب

مستم ز نگاه چشم مستت امشب یا زان دو لب باده پرستت امشب از جام لبت گرفته ام جام دگر جامی بدهم دوباره دستت امشب لب های تو آتش به لبانم زده است بر گیر مرا به جان مستت امشب […]

لعنت !
لعنت !

لعنت ! چراغ ها را خاموش کن، ندیدن آخرین مُسکنِ مانده است که افاقه میکند. این بار هم، به تو فکر کرده بودم ، خلسه وار، از حمام بیرون آمدم، دست هام وصله دارِ خون بود و زخم های بی […]

اغاز راه عشق نبود
اغاز راه عشق نبود

اغاز راه عشق نبود آتشی که در قلبم شعله ور شد #پریسکه #شعر_روز سید محمد حسین میران

نه طناب دار لازم است نه اسلحه ای رو به شقیقه ام
نه طناب دار لازم است نه اسلحه ای رو به شقیقه ام

نه طناب دار لازم است نه اسلحه ای رو به شقیقه ام و نه تیغی که رگهایم را لیس بزند امشب ماه قرص است کمی آب بیاور میخواهم با قرص ماه خودکشی کنم #سبحان_قرباني

غزل عاشقانه نگاه کن که شبی وقتِ خواب، خواهم مُرد
غزل عاشقانه نگاه کن که شبی وقتِ خواب، خواهم مُرد

نگاه کن که شبی وقتِ خواب، خواهم مُرد غریب و بی کس و با اضطراب، خواهم مرد سوأل های زیادی است در سَرَم، اما شبیه متهمی، بی جواب، خواهم مرد و بعد مثل غزل های نیمه کاره ی خود و […]

ﻏﺰﻟﯽ ﺳﺎﺧﺘﻢ ﺍﺯ ﻭﺯﻥ ﺍﻟﻨﮕﻮﻫﺎﯾﺖ
ﻏﺰﻟﯽ ﺳﺎﺧﺘﻢ ﺍﺯ ﻭﺯﻥ ﺍﻟﻨﮕﻮﻫﺎﯾﺖ

ﻏﺰﻟﯽ ﺳﺎﺧﺘﻢ ﺍﺯ ﻭﺯﻥ ﺍﻟﻨﮕﻮﻫﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﻏﺰﻟﯽ ﺳﺎﺧﺘﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﻮﻩ ﺷﻬﺮﺁﺷﻮﺑﯿﺖ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻗﺼﻪ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﯾﺖ ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﻏﺰﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺗﺸﺒﯿﻪ ﮐﻨﻢ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎﺯﻭﻫﺎﯾﺖ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻭﺍﮊﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺰﻟﻢ ﺩﺍﺩ […]