کتاب حوت مهدی فرجی
کتاب حوت مهدی فرجی

این کتاب به زودی منتشر می شود. بخشی از یکی از اشعار کتاب حوت را در زیر می خوانید. تو، يا كسِ دگرى، آنكه در نگاه كسى نگاه كرد و كلامى نخواند، بيگانه ست به اجتهاد خودم، مستحقِ عقل، كسى […]

معرفی کتاب شطرنج با ماشین قیامت نوشته ی حبیب احمد زاده
شطرنج با ماشین قیامت

معرفی کتاب شطرنج با ماشین قیامت نوشته ی حبیب احمد زاده رادار میدان توپخانه‌‌ای شماره۱۵ یا همان سامبلین یک رادار پر استفاده انگلیسی است که دارای کارکرد در باند آی بوده و از یک پویشگر فوستر بهرمند است. سامبلین از سال […]

شیدا و صوفی قسمت آخر قسمت ۷۷ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت آخر قسمت 77 چیستا یثربی از کافه شعر

شیدا و صوفی قسمت آخر قسمت ۷۷ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_هفتم #چیستا_یثربی #قسمت_آخر_نسخه_اینستاگرامی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista شیدا و صوفی قسمت آخر قسمت ۷۷ چیستا یثربی از کافه شعر خانواده ی هیستریک بیمار، تشنه ی […]

شیدا و صوفی قسمت ۷۶ داستان شیدا و صوفی چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 76

شیدا و صوفی قسمت ۷۶ داستان شیدا و صوفی چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_ششم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista شیدا و صوفی قسمت ۷۶ داستان شیدا و صوفی چیستا یثربی از کافه شعر تا سه شمردم، […]

شیدا و صوفی قسمت ۷۵ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 75 چیستا یثربی از کافه شعر

شیدا و صوفی قسمت ۷۵ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_پنجم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista شیدا و صوفی قسمت ۷۵ چیستا یثربی از کافه شعر و من فقط میدویدم تا به خانه و مادرم برسم و […]

شیدا و صوفی قسمت ۷۴ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 74 چیستا یثربی از کافه شعر

شیدا و صوفی قسمت ۷۴ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_چهارم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista شیدا و صوفی قسمت ۷۴ چیستا یثربی از کافه شعر بوی نم بود؛ با بوی توتون… از پله ها بالا رفتیم؛ […]

چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر
چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر

چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر چه فرقی میکند باشی ، برای دیگران شانه برقصانی ؟ کنارم باشی و هرگز غباری از دل تنگم نیافشانی ؟ چه فرقی میکند رویای پشت میله ی تقدیر بی تقصیر […]

آن چه فرمودی نشد غزل محمد جوکار از کافه شعر
آن چه فرمودی نشد غزل محمد جوکار از کافه شعر

آن چه فرمودی نشد غزل محمد جوکار از کافه شعر آن قدرها هم که می گفتند ، حالم بد نشد ! اشکهایم ، مثل بارانی که می بارد ، نشد ! گفته بودی ، لحظه ها بی تو پر از […]

عربده ی سرما غزل از محمد جوکار در کافه شعر
عربده ی سرما از محمد جوکار در کافه شعر

عربده ی سرما از محمد جوکار در کافه شعر قایقم کو ؟ که به آشوب کشم دریا را ؟ انتظاری ، به بلندای شب یلدا را ؟ کوچه هایی که بدون تو همیشه تاریک مرگ تدریجی و نابودی رویاها را […]

کابوس خیس دلخوری از محمد جوکار در کافه شعر
کابوس خیس دلخوری از محمد جوکار در کافه شعر

کابوس خیس دلخوری از محمد جوکار در کافه شعر در قنوت خالی از تو ، من ، غروبِ جمعه ی پاییزم و لحظه ی افتادنِ برگم ، وَ پایانی ملال انگیزم و در حوالی انارستانِ چشمت ، پرسه میزد ، […]

شیدا و صوفی قسمت ۷۲ از کافه شعر چیستا یثربی
شیدا و صوفی قسمت 72 از کافه شعر چیستا یثربی

شیدا و صوفی قسمت ۷۲ از کافه شعر چیستا یثربی #شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_دوم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی شیدا و صوفی قسمت ۷۲ از کافه شعر چیستا یثربی به چشمان پر شور صوفی نگاه کردم؛ مرا یاد کسی می انداخت؛ […]

شیدا و صوفی قسمت ۷۱ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 71 چیستا یثربی از کافه شعر

شیدا و صوفی قسمت ۷۱ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداو صوفی/هفتادو یکم/#چیستا_یثربی برگرفته از اینستاگرام رسمی #چیستا_یثربی شیدا و صوفی قسمت ۷۱ چیستا یثربی از کافه شعر فکر نمیکردم هنوز همان طور مانده باشد.اتاقهای سپید بیمارستان را میگویم… به […]

شیدا و صوفی قسمت ۷۰ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 70 چیستا یثربی از کافه شعر

شیدا و صوفی قسمت ۷۰ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_هفتادم #چیستا_یثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی شیدا و صوفی قسمت ۷۰ چیستا یثربی از کافه شعر صوفی آمد روبرویم نشست؛ گفت: گیج نشو!! ما سه خانواده بودیم؛ پروا، […]

شیدا و صوفی قسمت ۶۹ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 69 چیستا یثربی از کافه شعر

شیدا و صوفی قسمت ۶۹ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_شصت_و_نهم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی شیدا و صوفی قسمت ۶۹ چیستا یثربی از کافه شعر اردشیر بود که از پشت درختان بیرون دوید و داد زد: این […]

شیدا و صوفی قسمت ۶۸ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 68

شیدا و صوفی قسمت ۶۸ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_شصت_و_هشتم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی شیدا و صوفی قسمت ۶۸ چیستا یثربی از کافه شعر چرا آرش اینارو به تو گفته ؟ تو که از خاندان ما […]

شیدا و صوفی قسمت ۶۷ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 67

شیدا و صوفی قسمت ۶۷ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_شصت_و_هفتم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی شیدا و صوفی قسمت ۶۷ چیستا یثربی از کافه شعر یعنی روژان، خواهر منصور پرواست؟ تک فرزند خاندان پروا و تک وارث! […]

شیدا و صوفی قسمت ۶۵ و ۶۶ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 65

شیدا و صوفی قسمت ۶۵ و ۶۶ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_شصت_و_پنجم و #شصتوششم #چیستا_یثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی شیدا و صوفی قسمت ۶۵ و ۶۶ چیستا یثربی از کافه شعر من و صوفی، فقط میخواستیم پنهان […]

شیدا و صوفی قسمت ۶۴ چیستا یثربی از کافه شعر
شیدا و صوفی قسمت 64 چیستا یثربی از کافه شعر

شیدا و صوفی قسمت ۶۴ چیستا یثربی از کافه شعر #شیداوصوفی #قسمت_شصت_و_چهارم #چیستا_یثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی شیدا و صوفی قسمت ۶۴ چیستا یثربی از کافه شعر نمیتوانستم بخوابم.سیلی علی و حالت نگاهش؛ طبیعی نبود.حس کردم کسی در آن […]