او یک زن قسمت ۱۰ نوشته ی چیستا یثربی از کافه شعر
او یک زن قسمت 10

او یک زن قسمت ۱۰ نوشته ی چیستا یثربی از کافه شعر [Forwarded from چیستایثربی] #او_یک_زن #قسمت_دهم #چیستا_یثربی تا آمدم چیزی بگویم ؛ گفت:ساعتشو بگید ؛ ماشین میفرستم دنبالتون. هفت؛ دفتر آنها! دوستم راست میگفت.”هفت” عدد او بود ! این […]

او یک زن قسمت ۹ داستان نوشته چیستا یثربی از کافه شعر
او یک زن قسمت 9 داستان نوشته چیستا یثربی از کافه شعر

او یک زن قسمت ۹ داستان نوشته چیستا یثربی از کافه شعر [Forwarded from چیستایثربی] #او_یکزن #قسمت_نهم #چیستایثربی او یک زن قسمت ۹ داستان نوشته چیستا یثربی از کافه شعر بعضی وقتها آدم حس میکند که چه اتفاقی دارد میافتد […]

او یک زن قسمت هفتم چیستا یثربی از کافه شعر
او یک زن قسمت هفتم

او یک زن قسمت هفتم چیستا یثربی از کافه شعر #او_یک_زن #قسمت_هفتم #چیستایثربی #داستان_بلند او یک زن قسمت هفتم چیستا یثربی از کافه شعر چشمهایم نیمه باز شد ؛ اول فقط سپیدی بود و بوی الکل…نفهمیدم کجا هستم.پدر و مادرم […]

او یک زن نوشته چیستا یثربی داستان بلند زیبا قسمت پنجم از کافه شعر
او یک زن نوشته چیستا یثربی

او یک زن نوشته چیستا یثربی قسمت پنجم از کافه شعر جیغ کشیدم و سعی کردم ناخنهایم را داخل چشمانش کنم ،زورم نمیرسید.خیلی قوی تر از من بود. داد زدم :لعنت به مادر و خواهرت.دستش را گاز گرفتم.جری تر شد.محکم […]

او یک زن از چیستا یثربی قسمت چهارم داستان بلند او یک زن از کافه شعر
او یک زن از چیستا یثربی

او یک زن از چیستا یثربی قسمت چهارم او یک زن از چیستا یثربی قسمت چهارم  داستان بلند او یک زن از کافه شعر داستان بلند او یک زن را از کافه شعر دنبال کنید…. سعی می کنیم همه ی […]

داستان او یک زن قسمت سوم چیستا یثربی از کافه شعر
داستان او یک زن قسمت سوم

داستان او یک زن قسمت سوم چیستا یثربی از کافه شعر #او_یک_زن #قسمت_سوم #چیستا_یثربی داستان او یک زن قسمت سوم چیستا یثربی از کافه شعر گفتم :بله؟ مگه تایپیست نمیخواستید؟ گفت: یهو،بدجوری گردنم گرفت.از دست شما!اگه بلدی؛ نگم منشیم بیام.استاد […]

او یک زن چیستا یثربی قسمت دوم از کافه شعر
او یک زن چیستا یثربی

او یک زن چیستا یثربی قسمت دوم از کافه شعر [Forwarded from چیستایثربی] #او_یکزن/#قسمت_دوم#چیستا_یثربی ببخشید شما بازیگرید درسته؟ گفت: یعنی نمیدونستین کجا میاین؟ گفتم :نه والله! از بس اگهی روزنامه خوندم ؛ خودمم روزنامه شدم!….گمانم نوشته بودید برای کارهای تایپی […]

او یک زن چیستا یثربی قسمت اول از کافه شعر
او یک زن

او یک زن چیستا یثربی قسمت اول از کافه شعر او یک زن #او_یک_زن #قسمت_اول #چیستا_یثربی برگرفته از اینستاگرام رسمی #چیستایثربی دوستان؛ این ؛ داستان زندگی من نیست.اما زندگی واقعی یکی از دوستان بسیار صمیمی من است که به اوقول […]