غزل | کافه شعر - Part 3
کسی به پای تو افتاد و زار زار گریست
کسی به پای تو افتاد و زار زار گریست

کسی به پای تو افتاد و زار زار گریست شبیه مادر دلتنگ داغدار گریست دلت خزان شد و بر دوش بادها رفتی و ابر دیده ی من تا خود بهار گریست همان شبی که تو رفتی مسافری دیگر میان کوپه […]

مگو بر سفره ی اهل کرم مهمان نمی گنجد
مگو بر سفره ی اهل کرم مهمان نمی گنجد

مگو بر سفره ی اهل کرم مهمان نمی گنجد گمانِ نارسایی بر لب خندان نمی گنجد … گدایت را مران از سفره ی لبخند خود آری به دیگ خال خود بنشان اگر بر خوان نمی گنجد گره از روزگار من […]

به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را …
به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را ...

به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را … بهاری میکنی حال و هوای این حوالی را نگاهم خاطرت باشد ‘ غرورم را به یاد آور اگر روزی شکستی بی خبر ظرف سفالی را… شلوغی های اینجا بابت عطر برنجش نیست… […]

آنگونه ای که بعد از آتش دود می میرد
آنگونه ای که بعد از آتش دود می میرد

آنگونه ای که بعد از آتش دود می میرد مردی که معشوقش نباشد زود می میرد حتّی اگر شاعرترین مرد زمین باشد حسّی که در ابیات شعرش بود می میرد مثل پرنده درقفس ، مانند گل در باد وقتی تقلّایش […]

نگاه از سید رضا هاشمی
نگاه از سید رضا هاشمی

“ربنا آتنا ” نگاهش را * آن دو تا گرگ دل سیاهش را “و قنا “من عذاب شبهایی که نبینیم روی ماهش را … و از آن عطر در گریبانش و از آن موی نیمه عریانش … و از اینکه […]

ندای دل از فخری خاتمی

جاده های زندگی از تو چه زیبا میشود.  //.  این هوای عاشقی از تو چه دیبا میشود.          راز لبخندت که بر دستان من طرحی زده  //.  تو ببین اعضای گیتی را چه سیما میشود.      […]

غزل دیگر نمی کنم از محمد حسین ایزدی
غزل دیگر نمی کنم از محمد حسین ایزدی

خنده یِ هیچ مرد و گریهء زنی باور نمیکنم دیگر برای جنبنده ای چشم خودم را تَـر نمیکنم از هرچه دلبستگی و عاشقی ها فراریم حتی دگر دست در آغـوش سماور نمیکنم عقل خودم را منزه زِ حرف دل کردم […]

ساکن کوچه فرهاد از محمد جوکار
ساکن کوچه فرهاد از محمد جوکار

ساکن کوچه فرهاد از محمد جوکار ساکن کوچه فرهاد عشق یعنی که من از دورترین فاصله ها لابلای غزلم ، خواب تو را می بینم در خیالی که پر از رایحه ی شب بوهاست هر شب از وسوسه ات ، […]

رمز پایندگی عشق از محمد جوکار
رمز پایندگی عشق از محمد جوکار

رمز پایندگی عشق از محمد جوکار رمز پایندگی عشق ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امشب از سرمه ی چشمت ، غزلی خواهم گفت چشم تو ، ناب ترین سوژه ی صدها غزل است عشق در پای دو چشمان تو ، زانو زده است غمزه […]

حس گنگ عاشقی از محمد جوکار
حس گنگ عاشقی از محمد جوکار

حس گنگ عاشقی از محمد جوکار حس گنگ عاشقی ای تشنج های تب آلود من قطره های اشک ناخشنود من ای شبیخون های بیشرم غرور در تلاطم های نامحدود من عاطفه های سترون در سکوت هی گره خورده به تاروپود […]

دکلمه علی ضیا میرسی غزلی از آرش شفاعی
دانلود دکلمه علی ضیا

دکلمه علی ضیا میرسی غزلی از آرش شفاعی این دکلمه ی زیبای غزل آرش شفاعی را می توانید از این جا دانلود کنید. دانلود دکلمه علی ضیا

شعر عاشقانه علی مقیمی دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد
شعر عاشقانه علی مقیمی دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد

شعر عاشقانه علی مقیمی دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد پیراهن خونین تو را از سفر آورد . آه این چه حریفی ست که در دور غم از او چون باده طلب کردم خون جگر آورد . موج […]

ترکیب حرف چشم و زبانت چه مبهم است حسین مرادی از کافه شعر
ترکیب حرف چشم و زبانت چه مبهم است شعر عاشقانه حسین مرادی از کافه شعر

ترکیب حرف چشم و زبانت چه مبهم است ترکیب حرف چشم و زبانت چه مبهم است حسین مرادی از کافه شعر ترکیب حرف چشم و زبانت چه مبهم است این دل حریف قفل معما نمیشود اسطوره میشدیم ولی بی تو […]

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود کاظم بهمنی از کافه شعر
کاش دور و بر ما

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود کاظم بهمنی از کافه شعر کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود آتشی بودی و هر وقت تو را می دیدم مثل […]

هنوز گر چه صدایت غریب و غمگین است ناصر حامدی
هنوز گر چه صدایت غریب و غمگین است ناصر حامدی

هنوز گر چه صدایت غریب و غمگین است بلند حرف بزن، گوش شهر سنگین است بلند حرف بزن ماه بی قرینه، ولی مراقب سخنت باش، شب خبرچین است مراقب سخنت باش و کم بگو از عشق شنیده ام که مجازات […]

بوسه نه خنده‌ ی گرم ازدهنت کافی بود غزل زیبای حامد عسکری
بوسه نه خنده‌ ی گرم ازدهنت کافی بود

بوسه نه خنده‌ ی گرم ازدهنت کافی بود این همه عطر چرا؟ پیرهنت کافی بود دانه و دام چرا مرغک پرسوخته را؟ قفس زلف شکن در شکنت کافی بود می‌شد این باغ خزان‌دیده بهاری باشد یک گل صورتی دشت تنت […]

به قفس‌ سوخته گیریم که پر هم بدهند حامد عسکری
به قفس‌ سوخته گیریم که پر هم بدهند حامد عسکری

به قفس‌ سوخته گیریم که پر هم بدهند ببرند از وسط باغ گذر هم بدهند ! حاصل این همه سال انس گرفتن به قفس تلخ کامی‌ست! اگر شهد و شکر هم بدهند … همه‌ی غصه‌ی یعقوب از این بود که […]

چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر
چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر

چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر چه فرقی میکند باشی ، برای دیگران شانه برقصانی ؟ کنارم باشی و هرگز غباری از دل تنگم نیافشانی ؟ چه فرقی میکند رویای پشت میله ی تقدیر بی تقصیر […]