سلامم می دهی اما در آغوشم نمی گیری سمانه کهربائیان
سلامم می دهی اما در آغوشم نمی گیری

سلامم می دهی اما در آغوشم نمی گیری کجا برده است قایق را تقلّاهای پارویی که جای شاه‌ماهی صید کردم بچه میگویی پری‌هایی که پنهانند در موجی کف‌آلوده مرا بردند سوی او، به افسونی، به جادویی تلف کردم فسونم را، […]

به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی
به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی

به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی چقدر خواب ندارم که خواب داشته باشی در این زمانه که انگور های باغ خمارند به چشم هات می آید شراب داشته باشی اگر که گریه […]

دلم گرفته دوباره برای بعضی ها
دلم گرفته دوباره برای بعضی ها

دلم گرفته دوباره برای بعضی ها دلم گرفته دوباره برای بعضی ها نمی رود ز سر من هوای بعضی ها به ماه گفت شبی آفتاب گردانی برو که پر شدنی نیست جای بعضی ها چی ام؟ توار سیاهی به روی […]

روی دنیا ببند پنجره را تا کمی در هوای من باشی
روی دنیا ببند پنجره را

روی دنیا ببند پنجره را روی دنیا ببند پنجره را، تا کمی در هوای من باشی چون قرار است بعد از این تنها، بانوی شعر های من باشی چند بیتی به یاد تو غمگسن… چند بیتی کنار تو لبخند عصر […]

چمدان معطل مهدی فرجی چه احمقانه سزاوار بودنی با من
چمدان معطل

چمدان معطل چه احمقانه سزاوار بودنی با من اگر هنوز هست دلت ارزنی با من تو با خود تو تویی تو نه یک منی بی من تو با من آن چه تویی نیست زنی با من مگر به خواب ببینی […]

جویا معروفی با رفتنت بهانه ی یک داستان شدی
جویا معروفی با رفتنت بهانه ی یک داستان شدی

جویا معروفی با رفتنت بهانه ی یک داستان شدی با رفتنت بهانه ی یک داستان شدی حالا که می‌روی چه قدر مهربان شدی حالا که می‌روی به چه دل خوش کنم عزیز اینجا بمان که با نفسم توامان شدی هرگز […]

شعر های امیر مرزبان خنده هایت باغی از یاقوت و مروارید باز
شعر های امیر مرزبان

شعر های امیر مرزبان شعر های امیر مرزبان رو می تونید از کافه شعر بخونید. خنده هایت باغی از یاقوت و مروارید باز هی ببین این لحظه ماه مهربان خندید باز! هی ببین از پشت کوه ابروانت سر زده است […]

سجاد رشیدی پور این جان شاعر را به چشمان تو مدیونم
سجاد رشیدی پور این جان شاعر را به چشمان تو مدیونم

سجاد رشیدی پور این جان شاعر را به چشمان تو مدیونم شعر بسیار زیبای سجاد رشیدی پور این جان شاعر را… این شعر رو جناب رشیدی پور در فرهنگسرای ابن سینا خواندند. این جان شاعر را به چشمان تو مدیونم […]

من نشستم بروی مِی بخری برگردی مهدی فرجی …
من نشستم بروی مِی بخری برگردی

من نشستم بروی مِی بخری برگردی ترسم این است مسلمان شده باشی جایی!   وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جایی مست با این، بغلِ آن شده باشی جایی بله! یک روز تو هم حال مرا می‌فهمی […]

می توانی بروی قصه و رویا بشوی مهدی فرجی
می توانی بروی قصه و رویا بشوی

  می توانی بروی قصه و رویا بشوی می توانی بروی قصه و رویا بشوی راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی ساده نگذشتم از این عشق ، خودت می دانی من زمینگیر شدم تا تو ، مبادا بشوی آی ! […]

آرام کسی رد شده اما ضربانش حسام بهرامی
آرام کسی رد شده اما ضربانش

آرام کسی رد شده اما ضربانش حسام بهرامی   آرام کسی رد شده اما ضربانش باید بنویسم غزلـی تا هیجانش… عطر خوش نعنــای تــــو در حلـقه‌ای از دود سرگیجه‌ی این شهر، من و نقش جهانش آواز بیاتی و چه خوب […]

در وا شد و پاشید نسیم هیجانش مهدی فرجی …
در وا شد و پاشید نسیم هیجانش مهدی فرجی

مهدی فرجی در وا شد و پاشید نسیم هیجانش مهدی فرجی در وا شد و پاشيد نسيم هيجانش تا نبض مرا تند کند با ضربانش تقويم ورق خورد و کسی از سفر آمد تا دامنه ها برد مرا نام ونشانش […]

امید صباغ نو دیوانگی ها گرچه دائم درد سر دارند
امید صباغ نو

امید صباغ نو دیوانگی ها   دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند دیوانـه ها از حال هــم امّا خبر دارند آیینه بانـــو! تجربه این را نشان داده: وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند تنها تو که باشی کنار من دلم […]

مهدی فرجی ابری خبر کن قاصد باران پرستو جان
مهدی فرجی ابری خبر کن

غزل بسیار زیبای مهدی فرجی     ابری خبر کن قاصد باران، پرستو جان! عطری بیفشان بر حیاط خانه شب بو جان! من میهمان دارم مبادا خاک برخیزد حالا که وقت آبرو داری ست جارو جان! اینقدر بی تابی نکن […]