قرآن به سر گرفتم و گفتم سلام عشق علیرضا بدیع
قرآن به سر گرفتم و گفتم سلام عشق

قرآن به سر گرفتم و گفتم سلام عشق علیرضا بدیع قرآن به سر گرفتم و گفتم سلام عشق یعنی به جـز حریـــم تو بر من حرام عشق با خون وضو بگیر و دو رکعت غــزل بخوان آن دم که اذن […]

جلیل صفربیگی اين سيب را چگونه دهانی نچيده است
جلیل صفربیگی اين سيب را چگونه دهانی نچيده است

جلیل صفربیگی اين سيب را چگونه دهانی نچيده است   اين سيب را چگونـــــه دهــــــانی نچيده است اين سيب را که اين همه سرخ و رسيده است سيبی کــــــه عکس عادت و قانون جاذبه سوی خودش تمام زمين را کشيده […]

تو را هر قدر عطر یاس و ابریشم بغل کرده حامد عسکری
تو را هر قدر عطر یاس و ابریشم بغل کرده

تو را هر قدر عطر یاس و ابریشم بغل کرده حامد عسکری تو را هر قدر عطر یاس و ابریشم بغل کرده مرا صد ها برابر حسرت و ماتم بغل کرده زمستان می رسد گلدان خالی حسرتش این است چرا […]

شربت توت سیاه است آن چه بر لب ریخته حامد عسگری
شربت توت سیاه

شربت توت سیاه است آن چه بر لب ریخته حامد عسگری شربت توت سیاه است آن چه بر لب ریخته تشه ها را تشنه تر کرده ، لبالب ریخته میرعماد امشب چلیپایی به رقص آورده یا گیسویی بر شانه ی […]

شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار و پاسخ شهریار به سایه
شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار و پاسخ شهریار به سایه

شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار و پاسخ شهریار به سایه شعر هوشنگ ابتهاج به شهریار و پاسخ شهریار ، هوشنگ التهاج ه.ا.سایه شعری را به شهریار می نویسد و در آن از محبت و رفاقت بین خودش و شهریار می […]

عشق را آغاز هست انجام نیست سعدی علیه الرحمه
عشق را آغاز هست انجام نیست

عشق را آغاز هست انجام نیست خوشتر از دوران عشق ایام نیست بامداد عاشقان را شام نیست مطربان رفتند و صوفی در سماع عشق را آغاز هست انجام نیست کام هر جوینده‌ای را آخریست عارفان را منتهای کام نیست از […]

گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس مهدی فرجی
گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس مهدی فرجی

گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس مهدی فرجی   هر طرف رو کن و تردید نکن سوی منی باز در چشم‌ رس و دیده‌ ی پر سوی منی‌ تا ابد گر چه عزیزی ولی از یاد نبر چشم […]

با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد
با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد شهریار

با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد   با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی […]

کتاب چمدان معطل خواندم دروغ از چشم های راستگویت مهدی فرجی
کتاب چمدان معطل

کتاب چمدان معطل خواندم دروغ از چشم های راستگویت مهدی فرجی از کتاب چمدان معطل   خواندم دروغ از چشم های راستگویت وقتی که برگشتی نیاوردم به رویت یک روز و یک شب دست کم در خانه ام ماند آه […]

دامی است که باید بکشاند به گناهم
دامی است که باید بکشاند به گناهم

دامی است که باید بکشاند به گناهم مهدی فرجی دامی است که باید بکشاند به گناهم سیبی که تو انداخته باشی سر راهم ما از تو به غیر تو نداریم تمنا من لال شوم از تو به غیر از تو […]

به این غریبه بیا قدری آشنایی کن مهدی فرجی
به این غریبه بیا قدری آشنایی کن

به این غریبه بیا قدری آشنایی کن مهدی فرجی از کتاب چمدان معطل   به این غریبه بیا قدری آشنایی کن به من بگو چه کنم بیش تر خدایی کن به من بگو غزلی باشم و تو شاعر باش مرا […]

آی تهران مردمت هر بار تیغم میزنند امیرحسین طاهری
آی تهران مردمت هر بار تیغم میزنند امیرحسین طاهری

آی تهران مردمت هر بار تیغم میزنند امیرحسین طاهری لا به لای این شلوغی ها که پنهان می شوم از تمام کرده های خود پشیمان می شوم گر چه حالا میزبان غربتم پیش از سفر فکر می کردم که در […]

کمیل ایزدجو دعا کن قسمتم باشد تو و تب هات بانو جان
کمیل ایزدجو دعا کن قسمتم باشد تو و تب هات بانو جان

کمیل ایزدجو دعا کن قسمتم باشد تو و تب هات بانو جان   غزل چشمت غزل مویت غزل لبهات بانو جان خدا رحمش بیـاید بر مخاطب هات بانو جان نگاهت منتقدها را حسابــی بــی زبان کرده و شاعرهای سر در […]

سلامم می دهی اما در آغوشم نمی گیری سمانه کهربائیان
سلامم می دهی اما در آغوشم نمی گیری

سلامم می دهی اما در آغوشم نمی گیری کجا برده است قایق را تقلّاهای پارویی که جای شاه‌ماهی صید کردم بچه میگویی پری‌هایی که پنهانند در موجی کف‌آلوده مرا بردند سوی او، به افسونی، به جادویی تلف کردم فسونم را، […]

به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی
به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی

به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی به ابر ها زدم آفتاب داشته باشی چقدر خواب ندارم که خواب داشته باشی در این زمانه که انگور های باغ خمارند به چشم هات می آید شراب داشته باشی اگر که گریه […]

دلم گرفته دوباره برای بعضی ها
دلم گرفته دوباره برای بعضی ها

دلم گرفته دوباره برای بعضی ها دلم گرفته دوباره برای بعضی ها نمی رود ز سر من هوای بعضی ها به ماه گفت شبی آفتاب گردانی برو که پر شدنی نیست جای بعضی ها چی ام؟ توار سیاهی به روی […]

روی دنیا ببند پنجره را تا کمی در هوای من باشی
روی دنیا ببند پنجره را

روی دنیا ببند پنجره را روی دنیا ببند پنجره را، تا کمی در هوای من باشی چون قرار است بعد از این تنها، بانوی شعر های من باشی چند بیتی به یاد تو غمگسن… چند بیتی کنار تو لبخند عصر […]

چمدان معطل مهدی فرجی چه احمقانه سزاوار بودنی با من
چمدان معطل

چمدان معطل چه احمقانه سزاوار بودنی با من اگر هنوز هست دلت ارزنی با من تو با خود تو تویی تو نه یک منی بی من تو با من آن چه تویی نیست زنی با من مگر به خواب ببینی […]