نام
نام

(( نام )) شهد جام زندگییه من تو بودی نازنین در خیالم تا سحر تنها تو بودی نازنین یک دم از یاد تو من غافل نبودم لیک تو لحظه ای در خلوتت یادم نبودی نازنین روز اول که به چشمت […]

گرفتار
گرفتار

(( گرفتار )) من هنوزم که هنوز است گرفتار توام صحت از روح و تنم رفته و بیمار توام بی سبب نیست که این جسم و تنم رنجور است سبب آن است که من عاشق و شیدای تو ام نکند […]

معرکه ی غم
معرکه ی غم

معرکه ی غم تک و تنها ، وسط معرکه ی غم ، تا کی ؟ بی تو تبدارترین بارش نم نم ، تا کی ؟ طعمـه ی زلزله ی لحظه ی دیدار تو و بی تو ویرانه ی روی گسل […]

عشق نافرمان من
عشق نافرمان من

عشق نافرمان من با مسیحای نگاهت ، واژه هایم جان گرفت باز از آهنگ لبهایت ، غزل فرمان گرفت قهقهه زد رعد چشمت ، شعله زد بر قلب من باز از لبهای سردم ، بوسه ای سوزان گرفت در شروعی […]

اشک قلم
اشک قلم

اشک قلم از ابتدا که حضرت غم آفریده شد انسان برای رنج و الم آفریده شد دل همنشین ناله ی شبگیر شد ، گرفت اما زبان نداشت ، قلم آفریده شد تاوان سیب وسوسه ، آغاز دلهره بغض حوا چکیده […]

حضرت پاییز
حضرت پاییز

حضرت پاییز می رسد قافله ی شور و نوای پاییز می خزد در غزلم ، خش خش پای پاییز مهر آمیخته با ، خنده ی زیبای انار وقت دلدادگی و ناز و ادای پاییز لای عطر رُز و آرامش شب […]

از دهان من سنگواره ای زهر آگین…
از دهان من سنگواره ای زهر آگین...

از دهان من سنگواره ای زهر آگین… پریشان خزید شب شرجی میل خوردن ندارد آیا یارای رقصیدنت هس ………. ✍ ح.رزاس ▫بت تراش▫۹۶/۳/۱۵

دیگر ترسیم مرگ کافی نیست
دیگر ترسیم مرگ کافی نیست

دیگر ترسیم مرگ کافی نیست من از… رافائل تبعیّت می کنم ! تو در لبهٔ زمین ـ تماشا … باش من در جان تو می لرزم چون نیلوفری… در ـ بنارس ………. ✍ ح.رزاس مسح_ فروردین۹۶

پسنديدم تو را
پسنديدم تو را

از اینکه با سایت «کافه شعر» آشنا شدم، خوشحالم. امیدوارم بتوانیم در خدمت ادب دوستان گرامی و شاعران و علاقمندان به شعر و ادبیات ایران و جهان باشیم و لحظاتی با ابیاتی زیبا، شادشان کنیم و لذّت و بهره کافی […]

شوق دیدار
شوق دیدار

شوق دیدار از این دریا از این هوای بی پروا پرواز پرنده ها در رو به روی عرشه این ستاره زیبا در نگاهت میدرخشه دلم پر از ارزوهای محال سرشار از طعم شیرین خیال شوق دیدار تو لبریز از جام […]

بجنب خودکار…

بجنب خودکار… قلم در دست گرفته ام و می خواهم برای او بنویسم. ای وای دوباره شروع شد. دست هایم دارد می لرزد و قلم رقص ناموزون همیشگی اش را روی کاغذ به نمایش می گذارد. امروز باز هم جوهر […]

بیهوده مرا از قفسِ عشق مترسان
بیهوده مرا از قفسِ عشق مترسان

بیهوده مرا از قفسِ عشق مترسان پروانه خودش حاصلِ یک پیله ی تنگ است بیت قفس را باز بگذار وبرو، شوقِ رهایی نیست که این مرغِ نشسته درقفس اصلا هوایی نیست بیت کنار پنجره کمتر بیا و مو پریشان کن […]

توبه سوی من می دوی
توبه سوی من می دوی

توبه سوی من می دوی من به سوی تو بیدارشو لعنتی اینطوری هیچگاه به هم نمی رسیم. ناظرتوحیدی ثمرین

معجزه ی خلقت است، زن ! مریم جوادی
زن معجره خلقت

معجزه ی خلقت است، زن ! که از هم آغوشی دو حرف ساده ، زاده میشود و همین واژه ی دو حرفی ، جهان را کافیست تا که لبریز شود از شعر شاعران، راوی نیم نگاهی زنانه اند..

 با چشم خمارت خمارم کردی
با چشم خمارت خمارم کردی

 با چشم خمارت خمارم کردی دیوانه بگو بگو چکارم کردی در شهر ما حمل سلاح ممنوع است با تیر نگاهت،شکارم کردی کوچه ها پر شده از شایعه ی آمدنت یک لحظه بیا که بیقرارم کردی افتاد به پای تو غرورم […]

شعر عاشقانه سپید از حسن گائینی
شعر عاشقانه سپید از حسن گائینی

مث یه ابر سفید پشت حصار آسمون توی دریا کمی هم مثِ پَــریا می نویسم لای موهات یک شب درازِ یلــدا تو مثِ حالتِ نوری سایهٔ حسِّ بلوری مث یه ستارهٔ دور، جونمو بردی تو خوابت تو مث کثرت بارون […]

واعظ وموعظه وپند دگر سود نداشت حسن محمدنیا
حسن محمدنیا

واعظ وموعظه وپند دگر سود نداشت عاشقی در ره ما جز رخ معبود نداشت رهروان در طلبش بر در مسجد رفتند راه ما جز به در میکده مقصود نداشت

شعر عاشقانه کوتاه از مهسان احمد پور
شعر عاشقانه کوتاه از مهسان احمد پور

باور کن زیبایی هم  میتواند سرنوشت غم انگیزی باشد گل ها خوب می شناسند اندوه شکسته شدن را با دست های کسی که مست عطر تن توست گاهی در امتداد نگاه  زنان  زیبا به زخم های نامرئى ميرسی به جراحت […]