نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند
نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند

نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند بر اسارت میرود، او بنده گانی می کند چون که افسارش ز دستم رفته است لیک تا دلبر ببیند ، دم تکانی میکند من دگر از دست این دل بر کجا راهی برم […]

لبخند مرا بس بود
لبخند مرا بس بود

لبخند مرا بس بود چشمک که زدی مردم چشمان خودم را من با دست خود آزردم تقصیر خود من بود دیدار نگاه تو از چاله که بیرون شد افتاد به چاه تو چشمان غریب من معصوم تر از آب اند […]

با نامِ او که نامَش ؛ تعبیرِ نابِ عشق است
با نامِ او که نامَش ؛ تعبیرِ نابِ عشق است

« به نام خدا » «با نام عشق » ؛ با نامِ او که نامَش ؛ تعبیرِ نابِ عشق است آن حضرتی که تنها ؛ عالیجنابِ عشق است در جانِ عاشقانش ؛ جاریست مثلِ یک رود او جلوه ای نهان […]

یا مهدی موعود
یا مهدی موعود

یا مهدی موعود وه چه شیرین می تراود انگبین از چهره ات جعد گیسویت پریشان کرده هر بیننده ات خنده شیرین که پنهان میکنی در زیر لب خیل مخموران نشسته پشت قاب دیده ات خسته جانیم و ز جام انتظارت […]

سر بسوی عاشق دیوانه ی شیدا بگردان
سر بسوی عاشق دیوانه ی شیدا بگردان

سر بسوی عاشق دیوانه ی شیدا بگردان ببین با دیدنت آن روح رفته بازمیگردد در او در نگاهش شوق دیدار دو چشمانت نمایان بنگر این شور وصال و صورت خندان در او ایلیا محسنی

غزل معاصر می روم پشت به مسجد بنشینم به خدا شکوه کنم
می روم پشت به مسجد بنشینم به خدا شکوه کنم

می روم پشت به مسجد بنشینم به خدا شکوه کنم بغض می داند از این سینه چه ها خواهم گفت می روم دست به دامان خودم باشم و بس وز غروری که نمانده ست بجا خواهم گفت عشق از ما […]

عاشقانی که چنین با دل و جان آمده اند
عاشقانی که چنین با دل و جان آمده اند

🌷تقدیم به شهدای مدافع حرم🌷 عاشقانی که چنین با دل و جان آمده اند زیر شمشیر غمت ، رقص کنان آمده اند مثل رودی که در اندیشه ی دریا شدن است رو به دریای تو اینگونه روان آمده اند این […]

این شبستان به هوای تو چراغانی شد 
این شبستان به هوای تو چراغانی شد 

امام رضا این شبستان به هوای تو چراغانی شد لهجه زیرو بم من که خراسانی شد به همین بغض گلوگیرکه لبریزم از آن قلبم از شوق حرم آنچه که میدانی شد من نه نومیدم از الطاف تو وقتی بینم سبز […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۶/۰۷
برچسب ها:
یک شهر از من رنجیده ای 
یک شهر از من رنجیده ای 

یک شهر از من رنجیده ای و غرور تازه ای تو را قشنگ می کند هم دوست داشتنی هم دل آزار پاورچین  پاورچین… جور دیگری عاشقت میشوم . ✍ ح . رزاس

بیهوده مرا از قفسِ عشق مترسان
بیهوده مرا از قفسِ عشق مترسان

بیهوده مرا از قفسِ عشق مترسان پروانه خودش حاصلِ یک پیله ی تنگ است بیت قفس را باز بگذار وبرو، شوقِ رهایی نیست که این مرغِ نشسته درقفس اصلا هوایی نیست بیت کنار پنجره کمتر بیا و مو پریشان کن […]

برخیز،برای تو عسل آوردم
برخیز،برای تو عسل آوردم

برخیز،برای تو عسل آوردم یک مصرع ناب از غزل آوردم برخیز که چای و غزل و شیر وعسل باطعمِ نوازش وبغل آوردم ابوالفضل یحیایی

یاد دارم لحظه ای را خیره ات بودم ولی 
یاد دارم لحظه ای را خیره ات بودم ولی 

یاد دارم لحظه ای را خیره ات بودم ولی یاد چشمان قشنگت سالها شد همدمم

گفتند هراسی نیست چون دل بشکستی تو 
گفتند هراسی نیست چون دل بشکستی تو 

گفتند هراسی نیست چون دل بشکستی تو وز عاقبت ایــــــــــــــــــــــــــن کار، نادم ننشستی تو گر میرِ  غضب آیـــــــــــد ما میر خراباتیم من با دل رسوایی، تو باز که مستی تو ـ . ـ . ـ ✍ ح . رزاس —

با گــــمخانهٔ دلم هوس بوسه کرده ام 
با گــــمخانهٔ دلم هوس بوسه کرده ام 

با گــــمخانهٔ دلم هوس بوسه کرده ام می خواستم ات جسور باشی چیزی نمانده تا … ـ بوسه های مرگ ▫▪▫ ✍ ح . رزاس —

معجزه ی خلقت است، زن ! مریم جوادی
زن معجره خلقت

معجزه ی خلقت است، زن ! که از هم آغوشی دو حرف ساده ، زاده میشود و همین واژه ی دو حرفی ، جهان را کافیست تا که لبریز شود از شعر شاعران، راوی نیم نگاهی زنانه اند..

 با چشم خمارت خمارم کردی
با چشم خمارت خمارم کردی

 با چشم خمارت خمارم کردی دیوانه بگو بگو چکارم کردی در شهر ما حمل سلاح ممنوع است با تیر نگاهت،شکارم کردی کوچه ها پر شده از شایعه ی آمدنت یک لحظه بیا که بیقرارم کردی افتاد به پای تو غرورم […]

وروجک عاشق 
وروجک عاشق 

وروجک عاشق لابلای طنّازی هایت وسیع شده ام! مث: چیزی که… ـ با جار و جنجال بفروشند! مث: صدای خراشیدهٔ روزگار مث: یه خونِ خفیف و خرفت! یه … بَسِ موهوم ـ ▪ ـ ▪ ـ ▪ ✍ ح . […]

شعر عاشقانه سپید حسن گائینی
شعر عاشقانه سپید حسن گائینی

در حریق باران کنار کوه غلط نرم و خاموش، لبهٔ هستی نشسته ام قصّهٔ سیاه پری سفید پری را، سروده ام و دریا را… ـ فریاد تر از خاک کبرِ درد دردِ  آب فوارهٔ رویای تو بود و… نبود نه […]