صدای… رنگ ها را می شنوم !
صدای... رنگ ها را می شنوم !

صدای… رنگ ها را می شنوم ! و دستی که… چتر مرا میان باران بست پیرهنم از آغاز ژنده بود میانِ آغوش تو… ـ سرما میمیرد! مثل حسرت یک خواب راست… در تو بیدارم و لرز جسارتم از ویرانه ها […]

خواب تنهایی من
خواب تنهایی من

خواب تنهایی من می آید باید امشب به تماشا بروم ناظر توحیدی ثمین

ساقیا شراب بدون او چه سود
ساقیا شراب بدون او چه سود

ساقیا شراب بدون او چه سود خورم زان شراب ولی می او چه بود #تک_بیت #مفردات سید محمد حسین میران

اغاز راه عشق نبود
اغاز راه عشق نبود

اغاز راه عشق نبود آتشی که در قلبم شعله ور شد #پریسکه #شعر_روز سید محمد حسین میران

محفل مغرب سبزه پوش تو.

محفل مغرب سبزه پوش تو. سبزشدباخلیج پرخروش من.وان خمارسیه چرده وعبوس تو.مست شدزپیاله ی می فروش من.نیمه شب کشتی داستان تو.ردشدازتنگه ی داریوش من.ان همه هیبت باستان تو.سرقتی بوده ازشهرشوش من.ان چراغ روشن یهودیان.ذره ایست زاتش خموش من..سعدوخالدویزیدتوکجا؟رستم ودایوس ومهرنوش […]

و تو آمدی….
و تو آمدی

و تو آمدی با ـ بومی سپید ! میان رنگ ها… آفتابی ابری سوخته ای باد وزید تیره… ـ رنگارنگ شد ! ▪▫ ✍ح . رزاس

هوای عشق نمی گیرد
هوای عشق نمی گیرد

هوای عشق نمی گیرد خانه ی دلم عطرِ تنت شده است خلاءِ نبودن سید محمد حسین میران

برده های فحش دهانم 
برده های فحش دهانم 

برده های فحش دهانم زبان در می آورد کبوتری میان تباهی پنجره… هنجار دوشیزه ای در مرگ شراب شب تاب لهیدهٔ اندیشه های بلند . ـــــــــــ ✍ح.رزاس ▫دشنام

چه کوه نرمی شده ام سکوت پر طپش بر دلم…
چه کوه نرمی شده ام سکوت پر طپش بر دلم...

چه کوه نرمی شده ام سکوت پر طپش بر دلم… نه پرتو خونین غروب، نه سایهٔ ظلمت ابرها وقتی دنیا عاجز است و… من خودرا هیچ  ـ نمی فهمم ؟ خیالم رنگ تاریکی گرفت اسیر…. در دیار زمستان در سینهٔ […]

چه کنم  چه کنم  چه کنم من… رنگین کمان شکسته ام چقدر نمی فهمی…
چه کنم  چه کنم  چه کنم من... رنگین کمان شکسته ام چقدر نمی فهمی...

چه کنم چه کنم چه کنم من… رنگین کمان شکسته ام چقدر نمی فهمی… دستم را روی پهلوی چپ ات گذاشته ام ـ هول بی مرگی ! …روی روح تو باغ های عریان تو را نمی خواهم من های دیگرت […]

و تو آمدی با ـ بومی سپید !
و تو آمدی با ـ بومی سپید !

و تو آمدی با ـ بومی سپید ! میان رنگ ها… آفتابی ابری سوخته ای باد وزید تیره… ـ رنگارنگ شد ! ▪▫ ✍ح . رزاس

تو بودا… من هندو  تو صافی… من صوفی
تو بودا... من هندو  تو صافی... من صوفی

تو بودا… من هندو تو صافی… من صوفی تو امروز… من فردا و… عشق آب می خورد تجرّدی با انگِ گناه…! تو خدای مجازهای شاعرانه ای ژرفای تو را می دوم یکی زیر… یکی رو ـ پایمال قلب با یک […]

ریتم آب…
ریتم آب...

ریتم آب… در تفسیر هفت رنگ در پاسداشت آفتاب ترا می خواهد… ای منتهای غزل ! به بی ساحل موجم بیا از چکید روزن عشق در طالع صبح ای هزاران جنون روشنی نفسی بیامیز… حیات مانده را ! تولّدت مبارک […]

برداشتم از خـانه ات شـال و کلاهم را
برداشتم از خـانه ات شـال و کلاهم را

برداشتم از خـانه ات شـال و کلاهم را حیف است تا خرجت کنم حس و نگاهم را اندازه تــاوان نبـودی! نیستــی الآن من میدهم اما ، بگو یک اشتباهم را پایانت از آغاز بی من بودن است اما هرگـز نمیبینـی […]

تبریک به محمد عزیز از طرف مینا
تولدت مبارک

کاش پرواز نمی کردم من به بلندای وجودت ای عشق تا نخواهد این دل دیوانه تو که عرشی ز من فرش نشین به محمد عزیزم ۱ شهریور تولدته از همین الان تبریک میگم بهترین روز زندگی منه

شعر بگو ! تو که با شعر هایت مرا به قله ی عرش کشاندی 
شعر بگو ! تو که با شعر هایت مرا به قله ی عرش کشاندی 

شعر بگو ! تو که با شعر هایت مرا به قله ی عرش کشاندی با سخنانت شعورم را به وجد آوردی بگو میخواهی تو را بخوانم به نام تو عشق را کشف کنم با رویای دیدار تو دل را در […]

آن نگاه جان ستانت آتشم زد می روی ؟
آن نگاه جان ستانت آتشم زد می روی ؟

آن نگاه جان ستانت آتشم زد می روی ؟ قلب بیمار من بیچاره را هم می بری ؟ عاشق برق دو چشمان و نگاهت گشته ام بی نگاهی بی کلامی میروی ؟ مینا

و تو آمدی
و تو آمدی

و تو آمدی با بومی سفید میان رنگ ها … آفتابی ابری سوخته ای باد وزید… ـ تیره رنگارنگ شد! ………….. ✍ح_رزاس ▫سجود