یک شهر از من رنجیده ای 
یک شهر از من رنجیده ای 

یک شهر از من رنجیده ای و غرور تازه ای تو را قشنگ می کند هم دوست داشتنی هم دل آزار پاورچین  پاورچین… جور دیگری عاشقت میشوم . ✍ ح . رزاس

توبه سوی من می دوی
توبه سوی من می دوی

توبه سوی من می دوی من به سوی تو بیدارشو لعنتی اینطوری هیچگاه به هم نمی رسیم. ناظرتوحیدی ثمرین

خيال نكن  حواسم به تو نيست
خيال نكن  حواسم به تو نيست

خيال نكن حواسم به تو نيست، سرسپرده ام نشوي يك شهر را عاشق ميكنم … رضوان فرحبخش

قاصدک… قصه نداشت
قاصدک... قصه نداشت

قاصدک… قصه نداشت حرف سر بسته نداشت نیومد به خونه مون منو… تنها نمیذاشت اشک و آبو صدا کرد عشقو  رویِ بوسه کاشت ! ▪⚪▪⚪▪ ✍ ح . رزاس

همه چیز نا پیداست…
همه چیز نا پیداست...

همه چیز نا پیداست… ـ حتّا عشق و دردی که پیراهن از تن یوسف درید ـ من با تو در تمامی اصوات زمین فقط نمیدانم … چگونه ردّ بوسه را پاک کنم ▪ ▪▫ ✍ح . رزاس

گوشه های اتاق رفیق های من اند
گوشه های اتاق رفیق های من اند

گوشه های اتاق رفیق های من اند برای لکه های روی دیوار اسم گذاشته ام و انها را با  نام های کوچکشان صدا میزنم اشک هایم با پرز فرش رابطه ای خصوصی دارند صبح که میشود با سایه ام شطرنج […]

گفتند هراسی نیست چون دل بشکستی تو 
گفتند هراسی نیست چون دل بشکستی تو 

گفتند هراسی نیست چون دل بشکستی تو وز عاقبت ایــــــــــــــــــــــــــن کار، نادم ننشستی تو گر میرِ  غضب آیـــــــــــد ما میر خراباتیم من با دل رسوایی، تو باز که مستی تو ـ . ـ . ـ ✍ ح . رزاس —

شعر عاشقانه من می گم
شعر عاشقانه من می گم

من​ میگم: سفید چه رنگه؟ تو میگی: بیرنگِ دلتنگه تو چشام… بهار اشکه من میگم : رنگ نیازه مث حیرون توی بارون ح . رزاس —

شعر عاشقانه کوچه
شعر عاشقانه کوچه

توی کوچه… پس کوچه های زندگی همیشه، دو نفرم! یه: علی چپ یه: علی راست امّا… وروجکم! تو با اشکهایت ببین… چاه هست کوچه نیست! ….. ـ علی … تنهاست ! ✍ ح.رزاس ▫سفر خاک ▫

شعر عاشقانه سپید از این همه
شعر عاشقانه سپید از این همه

از این همه… رفتن و رفتن بُریدن و گذشتن همه بی آب و آبادی و سردرِ  معبد… ـ چشم مناره ای باریک و بلند! آرزو… یش لجّه های سیاهی و تنهایی جوانه های… بیتابِ صدها غزل، گره در مهتاب و […]

شعر سپید کوتاه از شروین اعتمادی
شعر سپید کوتاه از شروین اعتمادی

در کافه ای نشسته ام و نبض فنجان را میگیرم هنوز گرم است گرمایش مرا به روزهایی می بَرَد که هنوز جوان بودم هنوز عاشق بودم روزهایی که در پیاده رو قدم میزدم و به دنبال سطری می گشتم تا […]

شعر عاشقانه کوتاه از مهسان احمد پور
شعر عاشقانه کوتاه از مهسان احمد پور

باور کن زیبایی هم  میتواند سرنوشت غم انگیزی باشد گل ها خوب می شناسند اندوه شکسته شدن را با دست های کسی که مست عطر تن توست گاهی در امتداد نگاه  زنان  زیبا به زخم های نامرئى ميرسی به جراحت […]