آن کودکی ام با تو
آن کودکی ام با تو

آن کودکی ام با تو این سرگشتگی اش با من آن خاطره ها از تو این گم گشتگی اش در من بنیامین کاهانیان

صدای… رنگ ها را می شنوم !
صدای... رنگ ها را می شنوم !

صدای… رنگ ها را می شنوم ! و دستی که… چتر مرا میان باران بست پیرهنم از آغاز ژنده بود میانِ آغوش تو… ـ سرما میمیرد! مثل حسرت یک خواب راست… در تو بیدارم و لرز جسارتم از ویرانه ها […]

خواب تنهایی من
خواب تنهایی من

خواب تنهایی من می آید باید امشب به تماشا بروم ناظر توحیدی ثمین

ساقیا شراب بدون او چه سود
ساقیا شراب بدون او چه سود

ساقیا شراب بدون او چه سود خورم زان شراب ولی می او چه بود #تک_بیت #مفردات سید محمد حسین میران

باغ را برای باغبان دلت ببین
باغ را برای باغبان دلت ببین

گفتی… باغ را برای باغبان دلت ببین کاروان را برای راهزن دلت… ـ غارت کن سپس من… درکنف غار تو روئیدم! تا آونگ نیک و بد رنگ بازد و عشق… بر سر میدان ، روا گردد گفتی بــــــیا ـ زانو…زدم […]

و تو آمدی….
و تو آمدی

و تو آمدی با ـ بومی سپید ! میان رنگ ها… آفتابی ابری سوخته ای باد وزید تیره… ـ رنگارنگ شد ! ▪▫ ✍ح . رزاس

هوای عشق نمی گیرد
هوای عشق نمی گیرد

هوای عشق نمی گیرد خانه ی دلم عطرِ تنت شده است خلاءِ نبودن سید محمد حسین میران

برده های فحش دهانم 
برده های فحش دهانم 

برده های فحش دهانم زبان در می آورد کبوتری میان تباهی پنجره… هنجار دوشیزه ای در مرگ شراب شب تاب لهیدهٔ اندیشه های بلند . ـــــــــــ ✍ح.رزاس ▫دشنام

چه کوه نرمی شده ام سکوت پر طپش بر دلم…
چه کوه نرمی شده ام سکوت پر طپش بر دلم...

چه کوه نرمی شده ام سکوت پر طپش بر دلم… نه پرتو خونین غروب، نه سایهٔ ظلمت ابرها وقتی دنیا عاجز است و… من خودرا هیچ  ـ نمی فهمم ؟ خیالم رنگ تاریکی گرفت اسیر…. در دیار زمستان در سینهٔ […]

چه کنم  چه کنم  چه کنم من… رنگین کمان شکسته ام چقدر نمی فهمی…
چه کنم  چه کنم  چه کنم من... رنگین کمان شکسته ام چقدر نمی فهمی...

چه کنم چه کنم چه کنم من… رنگین کمان شکسته ام چقدر نمی فهمی… دستم را روی پهلوی چپ ات گذاشته ام ـ هول بی مرگی ! …روی روح تو باغ های عریان تو را نمی خواهم من های دیگرت […]

و تو آمدی با ـ بومی سپید !
و تو آمدی با ـ بومی سپید !

و تو آمدی با ـ بومی سپید ! میان رنگ ها… آفتابی ابری سوخته ای باد وزید تیره… ـ رنگارنگ شد ! ▪▫ ✍ح . رزاس

شعر بگو ! تو که با شعر هایت مرا به قله ی عرش کشاندی 
شعر بگو ! تو که با شعر هایت مرا به قله ی عرش کشاندی 

شعر بگو ! تو که با شعر هایت مرا به قله ی عرش کشاندی با سخنانت شعورم را به وجد آوردی بگو میخواهی تو را بخوانم به نام تو عشق را کشف کنم با رویای دیدار تو دل را در […]

و تو آمدی
و تو آمدی

و تو آمدی با بومی سفید میان رنگ ها … آفتابی ابری سوخته ای باد وزید… ـ تیره رنگارنگ شد! ………….. ✍ح_رزاس ▫سجود

در خرابه های قونیه… سپیده دم، مرا ببوس
در خرابه های قونیه... سپیده دم، مرا ببوس

در خرابه های قونیه… ـ سپیده دم، مرا ببوس مرا برای عشق سرشته اند با هر بوسه ات جامی شراب گرفته ام ـ تلخ و سنگین دریا خندید… از گریه های بی اختیار من! ………… ✍ ح . رزاس

یک شهر از من رنجیده ای 
یک شهر از من رنجیده ای 

یک شهر از من رنجیده ای و غرور تازه ای تو را قشنگ می کند هم دوست داشتنی هم دل آزار پاورچین  پاورچین… جور دیگری عاشقت میشوم . ✍ ح . رزاس

توبه سوی من می دوی
توبه سوی من می دوی

توبه سوی من می دوی من به سوی تو بیدارشو لعنتی اینطوری هیچگاه به هم نمی رسیم. ناظرتوحیدی ثمرین

خيال نكن  حواسم به تو نيست
خيال نكن  حواسم به تو نيست

خيال نكن حواسم به تو نيست، سرسپرده ام نشوي يك شهر را عاشق ميكنم … رضوان فرحبخش

قاصدک… قصه نداشت
قاصدک... قصه نداشت

قاصدک… قصه نداشت حرف سر بسته نداشت نیومد به خونه مون منو… تنها نمیذاشت اشک و آبو صدا کرد عشقو  رویِ بوسه کاشت ! ▪⚪▪⚪▪ ✍ ح . رزاس