گوشه های اتاق رفیق های من اند
گوشه های اتاق رفیق های من اند

گوشه های اتاق رفیق های من اند برای لکه های روی دیوار اسم گذاشته ام و انها را با  نام های کوچکشان صدا میزنم اشک هایم با پرز فرش رابطه ای خصوصی دارند صبح که میشود با سایه ام شطرنج […]

با گــــمخانهٔ دلم هوس بوسه کرده ام 
با گــــمخانهٔ دلم هوس بوسه کرده ام 

با گــــمخانهٔ دلم هوس بوسه کرده ام می خواستم ات جسور باشی چیزی نمانده تا … ـ بوسه های مرگ ▫▪▫ ✍ ح . رزاس —

بودنت تا کجا زیباست؟
بودنت تا کجا زیباست؟

بودنت تا کجا زیباست؟ تا پنهان ترین اندازه های نیاز، یا غنی ترین فقر بگذار… از طریق عشق بشمریم ژرفای کدامین نگاه  ترا با شکوفه ها آمیخت با سرشاری کدامین احساس در  نهایتی ـ نفس ها ـ لبخندها ـ اشک […]

گریبان گیر هستی توام
گریبان گیر هستی توام

گریبان گیر هستی توام غایب که می شوی با چه پیدا شوم ـ‌ با یک نیاز یا نرمِ نرم مثل ِ تن قاصدک به هر حال آب از آتش بهتر است امّا نه… حماسهٔ دل بهتر است راستی… چه کسی […]

معجزه ی خلقت است، زن ! مریم جوادی
زن معجره خلقت

معجزه ی خلقت است، زن ! که از هم آغوشی دو حرف ساده ، زاده میشود و همین واژه ی دو حرفی ، جهان را کافیست تا که لبریز شود از شعر شاعران، راوی نیم نگاهی زنانه اند..

راضی نشو به رفتنم داری تو غصه می کشیم از الهام نعیمی
راضی نشو به رفتنم داری تو غصه می کشیم 

راضی نشو به رفتنم داری تو غصه می کشیم راضی نشو اصرار کن حتی برای دلخوشیم راضی نشو حتی اگه رفتن به نفع من و توست اینقدر خستم که فقط ترجیح من داشتن توست این خونه غرق ماتمه وقتی تو […]

وروجک عاشق 
وروجک عاشق 

وروجک عاشق لابلای طنّازی هایت وسیع شده ام! مث: چیزی که… ـ با جار و جنجال بفروشند! مث: صدای خراشیدهٔ روزگار مث: یه خونِ خفیف و خرفت! یه … بَسِ موهوم ـ ▪ ـ ▪ ـ ▪ ✍ ح . […]

شعر عاشقانه سپید حسن گائینی
شعر عاشقانه سپید حسن گائینی

در حریق باران کنار کوه غلط نرم و خاموش، لبهٔ هستی نشسته ام قصّهٔ سیاه پری سفید پری را، سروده ام و دریا را… ـ فریاد تر از خاک کبرِ درد دردِ  آب فوارهٔ رویای تو بود و… نبود نه […]

شعر عاشقانه سپید از حسن گائینی
شعر عاشقانه سپید از حسن گائینی

مث یه ابر سفید پشت حصار آسمون توی دریا کمی هم مثِ پَــریا می نویسم لای موهات یک شب درازِ یلــدا تو مثِ حالتِ نوری سایهٔ حسِّ بلوری مث یه ستارهٔ دور، جونمو بردی تو خوابت تو مث کثرت بارون […]

هر روز دارم بلندتر میشم…
هر روز دارم بلندتر میشم...

هر روز دارم بلندتر میشم… صاف و ـ سیاه مث یه ، خطّ مداد کشیده رنگِ خدا رو تو  چشات یعنی: اینکه… رو لبات هم می کِشم سرخ و عنابی و همرنگِ شراب ـ ✍ ح . رزاس ✔ رنگ […]

موج اشکم می شوره
موج اشکم می شوره

موج اشکم می شوره، ـ صورت ماه تا که شب جار بزنه،پرسهٔ صُبح و تو…دِلا قـــــرمــزِ ماهیِ تُنـــگ با لباش بازی می کرد اشـــک و آبو از دلش جدا میکرد اون طرف تو قابِ گیجِ … پنجره شیشه ها، هــــا… […]

شعر عاشقانه من می گم
شعر عاشقانه من می گم

من​ میگم: سفید چه رنگه؟ تو میگی: بیرنگِ دلتنگه تو چشام… بهار اشکه من میگم : رنگ نیازه مث حیرون توی بارون ح . رزاس —

شعر عاشقانه کوچه
شعر عاشقانه کوچه

توی کوچه… پس کوچه های زندگی همیشه، دو نفرم! یه: علی چپ یه: علی راست امّا… وروجکم! تو با اشکهایت ببین… چاه هست کوچه نیست! ….. ـ علی … تنهاست ! ✍ ح.رزاس ▫سفر خاک ▫

شعر عاشقانه سپید از این همه
شعر عاشقانه سپید از این همه

از این همه… رفتن و رفتن بُریدن و گذشتن همه بی آب و آبادی و سردرِ  معبد… ـ چشم مناره ای باریک و بلند! آرزو… یش لجّه های سیاهی و تنهایی جوانه های… بیتابِ صدها غزل، گره در مهتاب و […]

شعر عاشقانه سپید آینهٔ چینی
شعر عاشقانه سپید آینهٔ چینی

آینهٔ چینی تو را با سیاهی دل چکار لبان تو بی انتهای روشنی در غایت است از نوبهاری که در نیستان ما دمیده ای،بگو… نه مرا، بیافزا… و نه با کاهیدنم، بیآزار تا چون ستاره ای، به نحس و شگون […]

شعر سپید کوتاه از شروین اعتمادی
شعر سپید کوتاه از شروین اعتمادی

در کافه ای نشسته ام و نبض فنجان را میگیرم هنوز گرم است گرمایش مرا به روزهایی می بَرَد که هنوز جوان بودم هنوز عاشق بودم روزهایی که در پیاده رو قدم میزدم و به دنبال سطری می گشتم تا […]

شعر کوردی در مورد حادثه پلاسکو
شعر کوردی در مورد حادثه پلاسکو

خەمم یەک جار قوڵه لێم بۆتە گۆمەشین جەرگم یەک جار سورە لەت لەتە بۆتە ئاوێنەی مێژوم وڵاتم بۆتە گۆڕستان گەورەترە لە جیهان پلاسکۆ…. خەمی تۆش هەڵ دەگرم لەگەڵ خێڵی خەمەکانم لەگەڵ خەمی “ئایلان” ڕۆڵەکانی پلاسکۆش دەنێژم لەباوەشی عومەر خاوەر دا […]

سبزه منم از زهره میرشکار
سبزه منم از زهره میرشکار

سبزه منم سیزدهمین دختر تنهای بهار چشم به راه نوازشهای سرانگشتان خنیاگر تو….. بیا و عشق را بر تنم گره بزن تا از تو جهان من دوباره نواخته شود…..