موج اشکم می شوره
موج اشکم می شوره

موج اشکم می شوره، ـ صورت ماه تا که شب جار بزنه،پرسهٔ صُبح و تو…دِلا قـــــرمــزِ ماهیِ تُنـــگ با لباش بازی می کرد اشـــک و آبو از دلش جدا میکرد اون طرف تو قابِ گیجِ … پنجره شیشه ها، هــــا… […]

شعر عاشقانه من می گم
شعر عاشقانه من می گم

من​ میگم: سفید چه رنگه؟ تو میگی: بیرنگِ دلتنگه تو چشام… بهار اشکه من میگم : رنگ نیازه مث حیرون توی بارون ح . رزاس —

شعر عاشقانه کوچه
شعر عاشقانه کوچه

توی کوچه… پس کوچه های زندگی همیشه، دو نفرم! یه: علی چپ یه: علی راست امّا… وروجکم! تو با اشکهایت ببین… چاه هست کوچه نیست! ….. ـ علی … تنهاست ! ✍ ح.رزاس ▫سفر خاک ▫

شعر عاشقانه سپید از این همه
شعر عاشقانه سپید از این همه

از این همه… رفتن و رفتن بُریدن و گذشتن همه بی آب و آبادی و سردرِ  معبد… ـ چشم مناره ای باریک و بلند! آرزو… یش لجّه های سیاهی و تنهایی جوانه های… بیتابِ صدها غزل، گره در مهتاب و […]

شعر عاشقانه سپید آینهٔ چینی
شعر عاشقانه سپید آینهٔ چینی

آینهٔ چینی تو را با سیاهی دل چکار لبان تو بی انتهای روشنی در غایت است از نوبهاری که در نیستان ما دمیده ای،بگو… نه مرا، بیافزا… و نه با کاهیدنم، بیآزار تا چون ستاره ای، به نحس و شگون […]

شعر سپید کوتاه از شروین اعتمادی
شعر سپید کوتاه از شروین اعتمادی

در کافه ای نشسته ام و نبض فنجان را میگیرم هنوز گرم است گرمایش مرا به روزهایی می بَرَد که هنوز جوان بودم هنوز عاشق بودم روزهایی که در پیاده رو قدم میزدم و به دنبال سطری می گشتم تا […]

شعر کوردی در مورد حادثه پلاسکو
شعر کوردی در مورد حادثه پلاسکو

خەمم یەک جار قوڵه لێم بۆتە گۆمەشین جەرگم یەک جار سورە لەت لەتە بۆتە ئاوێنەی مێژوم وڵاتم بۆتە گۆڕستان گەورەترە لە جیهان پلاسکۆ…. خەمی تۆش هەڵ دەگرم لەگەڵ خێڵی خەمەکانم لەگەڵ خەمی “ئایلان” ڕۆڵەکانی پلاسکۆش دەنێژم لەباوەشی عومەر خاوەر دا […]

سبزه منم از زهره میرشکار
سبزه منم از زهره میرشکار

سبزه منم سیزدهمین دختر تنهای بهار چشم به راه نوازشهای سرانگشتان خنیاگر تو….. بیا و عشق را بر تنم گره بزن تا از تو جهان من دوباره نواخته شود…..

کفش هایت را در بیاوری از فاطمه م
کفش هایت را در بیاوری از فاطمه م

کفش هایت را در  بیاوری … بپاهایت  را در آب بگذاری… دست هایت را تکیه کنی بر ماسه ها… خیره به غروب.ٔ…. نه نمی شود… کم دارمت … درست در همین ساحل رویایی…. کفش هایت را در  بیاوری از فاطمه […]

عشق را خواهم جست از کسری مهرگان
عشق را خواهم جُست"عشق را خواهم یافت

عشق را خواهم جُست”عشق را خواهم یافت در نگاه کودکی”لقمه بدست”در تمنای سلوک دخترانی بکر و تر که به جادوی خیال”بر “هجله ی آینده رویایی خود مینگرند بوسه ای سیر”به اندیشه ی بارانی تو خواهم کوفت غسل تعمید ز  مرداب […]

چه فرقی می کند … از امید اصغری
چه فرقی می‌کند

چه فرقی می‌کند آسمان باشم یا زمین پرنده باشم یا گل و یا هر چیز دیگری وقتی در من رمنده‌ای‌ست که تنها بدست تو رام  می‌شود #امید_اصغری از کتاب #دیکتاتوری_عشق #نشر_مایا

برای یک قلم کشیدن روی افکارمان
برای یک قلم کشیدن روی افکارمان

برای یک قلم کشیدن روی افکارمان ‘ برای عشق ساده در دلهایمان. برای روزگاری که نکو باشد در اجساممان‘ برای نگاهی که عاشقانه باشدچشمانمان. زندگی را باید ورای محبت گذراند‘ قلب خود را به او داده وزندگی را با قلب […]

به هر عشقی رسیدم که نرسیدم
به هر عشقی رسیدم که نرسیدم

به هر عشقی رسیدم که نرسیدم گوشه ای از قلبم را تازدم آنقدر کاغذ قلبم تا خورد مانند قایق تنهایی در رودخانه ها غرق شد رودخانه ها پراز قایق های پوچ کاغذی که نرسیده به آبشار بادست خودمان آن را […]

باید بگردیم به دنبال خودمان
باید بگردیم به دنبال خودمان

باید بگردیم  به دنبال خودمان که غرق احساسیم گشتن به دنبال خود که گم گشته در لحظه ایم باید جست و پیدا کرد خود بودن را باید رهائی پیدا کرد از حسرت نبودن باید خواسته هایمان را با لیوانی سر […]

گربه ى سياه روى خورشيد را مى ليسد و زنى كنار پنجره موهايش را شانه مى زند
گربه ى سياه روى خورشيد را مى ليسد و زنى كنار پنجره موهايش را شانه مى زند

sol_maaazzz09  Instagram ID گربه ى سياه روى خورشيد را مى ليسد و زنى كنار پنجره موهايش را شانه مى زند چشمهاى گربه روى مدار هميشه گى شان برق مى زنند و نور چشمكى از دورست روى پنجره سوسو مى كند […]

درخت ها در من قد علم کرده اند زهره میرشکار
درخت ها در من قد علم کرده اند زهره میرشکار

درخت ها در من قد علم کرده اند زهره میرشکار درخت ها در من قد علم کرده اند گوزن ها در من در حال تاختن نیمی گیاه ام نیمی جانور می دانم سرانجام نیمه ی جانورم نیمه ی گیاه ام […]

پیراهن آبی از زهره میرشکار
پیراهن آبی

پیراهن آبی از زهره میرشکار همه چیز را می توانم تحمل کنم جز پیراهن آبی ات را هر بار آنرا می پوشی پرنده ای می شوم که بعد مدتها آسمان دیده… * جاده ای در من همیشه یک مسافر دارد […]

شعر “خوشه ی نورسته” از شاعر “سولماز اعتماد”
شعر "خوشه ی نورسته" از شاعر "سولماز اعتماد"

شعر “خوشه ی نورسته” از شاعر “سولماز اعتماد” شعر “خوشه ی نورسته” از شاعر “سولماز اعتماد” ای گرمتر از بوسه ازاد تر از پرواز با یاد تو هر ساعت از عشق تو باید گفت بی هیچ غم و حسرت بی […]