تو بودا… من هندو  تو صافی… من صوفی
تو بودا... من هندو  تو صافی... من صوفی

تو بودا… من هندو تو صافی… من صوفی تو امروز… من فردا و… عشق آب می خورد تجرّدی با انگِ گناه…! تو خدای مجازهای شاعرانه ای ژرفای تو را می دوم یکی زیر… یکی رو ـ پایمال قلب با یک […]

ریتم آب…
ریتم آب...

ریتم آب… در تفسیر هفت رنگ در پاسداشت آفتاب ترا می خواهد… ای منتهای غزل ! به بی ساحل موجم بیا از چکید روزن عشق در طالع صبح ای هزاران جنون روشنی نفسی بیامیز… حیات مانده را ! تولّدت مبارک […]

تبریک به محمد عزیز از طرف مینا
تولدت مبارک

کاش پرواز نمی کردم من به بلندای وجودت ای عشق تا نخواهد این دل دیوانه تو که عرشی ز من فرش نشین به محمد عزیزم ۱ شهریور تولدته از همین الان تبریک میگم بهترین روز زندگی منه

شعر بگو ! تو که با شعر هایت مرا به قله ی عرش کشاندی 
شعر بگو ! تو که با شعر هایت مرا به قله ی عرش کشاندی 

شعر بگو ! تو که با شعر هایت مرا به قله ی عرش کشاندی با سخنانت شعورم را به وجد آوردی بگو میخواهی تو را بخوانم به نام تو عشق را کشف کنم با رویای دیدار تو دل را در […]

و تو آمدی
و تو آمدی

و تو آمدی با بومی سفید میان رنگ ها … آفتابی ابری سوخته ای باد وزید… ـ تیره رنگارنگ شد! ………….. ✍ح_رزاس ▫سجود

در خرابه های قونیه… سپیده دم، مرا ببوس
در خرابه های قونیه... سپیده دم، مرا ببوس

در خرابه های قونیه… ـ سپیده دم، مرا ببوس مرا برای عشق سرشته اند با هر بوسه ات جامی شراب گرفته ام ـ تلخ و سنگین دریا خندید… از گریه های بی اختیار من! ………… ✍ ح . رزاس

یک شهر از من رنجیده ای 
یک شهر از من رنجیده ای 

یک شهر از من رنجیده ای و غرور تازه ای تو را قشنگ می کند هم دوست داشتنی هم دل آزار پاورچین  پاورچین… جور دیگری عاشقت میشوم . ✍ ح . رزاس

توبه سوی من می دوی
توبه سوی من می دوی

توبه سوی من می دوی من به سوی تو بیدارشو لعنتی اینطوری هیچگاه به هم نمی رسیم. ناظرتوحیدی ثمرین

گوشه های اتاق رفیق های من اند
گوشه های اتاق رفیق های من اند

گوشه های اتاق رفیق های من اند برای لکه های روی دیوار اسم گذاشته ام و انها را با  نام های کوچکشان صدا میزنم اشک هایم با پرز فرش رابطه ای خصوصی دارند صبح که میشود با سایه ام شطرنج […]

با گــــمخانهٔ دلم هوس بوسه کرده ام 
با گــــمخانهٔ دلم هوس بوسه کرده ام 

با گــــمخانهٔ دلم هوس بوسه کرده ام می خواستم ات جسور باشی چیزی نمانده تا … ـ بوسه های مرگ ▫▪▫ ✍ ح . رزاس —

بودنت تا کجا زیباست؟
بودنت تا کجا زیباست؟

بودنت تا کجا زیباست؟ تا پنهان ترین اندازه های نیاز، یا غنی ترین فقر بگذار… از طریق عشق بشمریم ژرفای کدامین نگاه  ترا با شکوفه ها آمیخت با سرشاری کدامین احساس در  نهایتی ـ نفس ها ـ لبخندها ـ اشک […]

گریبان گیر هستی توام
گریبان گیر هستی توام

گریبان گیر هستی توام غایب که می شوی با چه پیدا شوم ـ‌ با یک نیاز یا نرمِ نرم مثل ِ تن قاصدک به هر حال آب از آتش بهتر است امّا نه… حماسهٔ دل بهتر است راستی… چه کسی […]

معجزه ی خلقت است، زن ! مریم جوادی
زن معجره خلقت

معجزه ی خلقت است، زن ! که از هم آغوشی دو حرف ساده ، زاده میشود و همین واژه ی دو حرفی ، جهان را کافیست تا که لبریز شود از شعر شاعران، راوی نیم نگاهی زنانه اند..

راضی نشو به رفتنم داری تو غصه می کشیم از الهام نعیمی
راضی نشو به رفتنم داری تو غصه می کشیم 

راضی نشو به رفتنم داری تو غصه می کشیم راضی نشو اصرار کن حتی برای دلخوشیم راضی نشو حتی اگه رفتن به نفع من و توست اینقدر خستم که فقط ترجیح من داشتن توست این خونه غرق ماتمه وقتی تو […]

وروجک عاشق 
وروجک عاشق 

وروجک عاشق لابلای طنّازی هایت وسیع شده ام! مث: چیزی که… ـ با جار و جنجال بفروشند! مث: صدای خراشیدهٔ روزگار مث: یه خونِ خفیف و خرفت! یه … بَسِ موهوم ـ ▪ ـ ▪ ـ ▪ ✍ ح . […]

شعر عاشقانه سپید حسن گائینی
شعر عاشقانه سپید حسن گائینی

در حریق باران کنار کوه غلط نرم و خاموش، لبهٔ هستی نشسته ام قصّهٔ سیاه پری سفید پری را، سروده ام و دریا را… ـ فریاد تر از خاک کبرِ درد دردِ  آب فوارهٔ رویای تو بود و… نبود نه […]

شعر عاشقانه سپید از حسن گائینی
شعر عاشقانه سپید از حسن گائینی

مث یه ابر سفید پشت حصار آسمون توی دریا کمی هم مثِ پَــریا می نویسم لای موهات یک شب درازِ یلــدا تو مثِ حالتِ نوری سایهٔ حسِّ بلوری مث یه ستارهٔ دور، جونمو بردی تو خوابت تو مث کثرت بارون […]

هر روز دارم بلندتر میشم…
هر روز دارم بلندتر میشم...

هر روز دارم بلندتر میشم… صاف و ـ سیاه مث یه ، خطّ مداد کشیده رنگِ خدا رو تو  چشات یعنی: اینکه… رو لبات هم می کِشم سرخ و عنابی و همرنگِ شراب ـ ✍ ح . رزاس ✔ رنگ […]