اسم نقاشیا

اسم نقاشیا تونو درخواست بدید

مشاعره

نام
شعر
  • ایلار گفته : عاشقانه
  • محمد صادق گفته : توی این روزای ک دلم رو بردی .کوچه باغهای دلم پر تنهای شده .توبامن پاشو ببین چ تماشای شده .سر راه ارزو میشینم ب انتظار .لحظه هارو میشمارم برسه دیدن یار .
  • محمد صادق گفته : توی این روزای ک دلم رو بردی .کوچه باغهای دلم پر تنهای شده .توبامن پاشو ببین چ تماشای شده .سر راه ارزو میشینم ب انتظار .لحظه هارو میشمارم برسه دیدن یار .
  • محمد صادق گفته : توی این روزای ک دلم رو بردی .کوچه باغهای دلم پر تنهای شده .توبامن پاشو ببین چ تماشای شده .سر راه ارزو میشینم ب انتظار .لحظه هارو میشمارن برسه دیدن یار .
  • محمد صادق گفته : توی این روزای ک دلم رو بردی .کوچه باغهای دلم پر تنهای شده .توبامن پاشو ببین چ تماشای شده .سر راه ارزو میشینم ب انتظار .لحظه هارو میشمارن برسه دیدن یار .
  • محمد صادق گفته : توی این روزای ک دلم رو بردی .کوچه باغهای دلم پر تنهای شده .توبامن پاشو ببین چ تماشای شده .سر راه ارزو میشینم ب انتظار .لحظه هارو میشمارن برسه دیدن یار .
  • یوسف خورشیدی گفته : بگذار ترا جذر و مرا مَد بنویسند بگذار هر آنچه را نباید...بنویسند من حضرت عباس وکیلم شده بانو بگذار همه پشت سرم بد بنویسند
  • سورنا رخشا گفته : وقتی رفتی یڪ آجر از من افتاد اما.... اما طعنه های بعد از رفتنت... طعنه های بعد از رفتنت،هر روز فرو میریزد این دیوار را..
  • ابولفضل یحیایی گفته : مرا کوچک مبین تا در سرم سودایِ طغیان است که نام دیگر این قطره روزی سیل خواهد شد ابوالفضل یحیایی
  • غلامحسین حاجی آقا گفته : تارو پودم قصه هایم می شود عشق و تنهایی به کامم می شود تا با این دل نفس تازه کنم چوبه دارم مهیا می شود
  • ناظر توحیدی ثمین گفته : زدی آتش به جانم نازنیـــــــــــن باز آ تماشا کن
  • ناظر توحیدی ثمین گفته : بعد از رفتنت از حال من نپرس که آتش گرفته ام.
  • ناظر توحیدی ثمین گفته : دو پرنده دریک لانه نمی گنجد خوب من وقتی به تو می اندیشم پرنده ی خواب ازچشمم کوچ می کند.
  • حسن گایینی گفته : نگاه تو... با وقار و کمی کوتاهتر از سرو... لطفی عمیق و خارج از حدّ باور است برای وصف... ـ پری ها به چشمان تو می نگرم ... ✍ح_رزاس
  • میلاد رفیعا گفته : سنگ اگر بودم هزاران بار خُرد می شدم آهن بودم، ذوب چوب بودم... ولی من هیچی نیستم و یـک کلمـه بیشتـر نمی شنـاسم صبح تا شب شب تا صبح: من دوستت دارم .

لطفاً در این قسمت باهم مشاعره داشته باشید.

مناسبت ها

عید نوروز

دوستان عزیز با توجه به حجم بالای آثار ارسالی لطفاً صبور باشید و سایت را هر روز چک کنید، شعر شما حتماً منتشر خواهد شد.

عاشقونه امروز رو با صدای بلند بخونید:

بقیه الله

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند

نکته های کوچک برای زندگی بهتر

تنهاترین بهانه ی دنیای من تویی
تنهاترین بهانه ی دنیای من تویی

تنهاترین بهانه ی دنیای من تویی در رو بروی آینه زیبای من تویی وقتی که از تمام جهان خسته می شوم آغوش دلنشین و پذیرای من تویی با بوی سیب خنده ی تو زنده می شوم تو یوسف مؤنث و […]

من وجودم ز نبود تو غزل خوان شده است
من وجودم ز نبود تو غزل خوان شده است

من وجودم ز نبود تو غزل خوان شده است خانه قلب من از از دوری، ویران شده است چشم من بیتاب، چشمان تو را میخواند چشمم از حسرت دیدار تو پنهان شده است آنقدر سوخته قلبم که قلم می سوزد […]

باران چرا دیگر نمی شویی غمم را ؟
باران چرا دیگر نمی شویی غمم را ؟

باران چرا دیگر نمی شویی غمم را ؟ از دست دادم در عطش ها آدمم را هر سو که پلکم می پرد انبوه درد است باران بیاور سمت چشمم مرهمم را تو آگهی از درد و رنج بی حسابم تو […]

همه ی ما یک خیابان داشته ایم
همه ی ما یک خیابان داشته ایم

میدانم ، همه ی ما یک خیابان داشته ایم یک پارک، یک نیمکت ، یک کافه ی همیشگی و یک عکس که دونفره هایمان را با چشم خود دیده بود همیشه آن خیابان ، آن پارک ، آن نیمکت ، […]

و هیچ آینه ای تصویر مرا زیباتر نشان نمی دهد

و هیچ آینه ای تصویر مرا زیباتر نشان نمی دهد آن قدر که چشمانش….. زهره میرشکار TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

“سقوط آزاد”
"سقوط آزاد"

“سقوط آزاد” ای کاش می دانستم ته پرواز در آسمان چشمانت سقوط آزاد است. مریم باغ شیرین TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۱/۱۰
برچسب ها:
ناگهان از سنگفرش مرده نیلوفر دمید
ناگهان از سنگفرش مرده نیلوفر دمید

ناگهان از سنگفرش مرده نیلوفر دمید بوی باران هزاران ساله در هامون وزيد جان رفته از کفم در دستهايم جان گرفت آمدی و صد جهانی جان تورا دربر کشید مهربانی در زلال آینه مجذور شد ساقیان در بزم شبنم دست […]

نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند
نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند

نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند بر اسارت میرود، او بنده گانی می کند چون که افسارش ز دستم رفته است لیک تا دلبر ببیند ، دم تکانی میکند من دگر از دست این دل بر کجا راهی برم […]

مستم ز نگاه چشم مستت امشب
مستم ز نگاه چشم مستت امشب

مستم ز نگاه چشم مستت امشب یا زان دو لب باده پرستت امشب از جام لبت گرفته ام جام دگر جامی بدهم دوباره دستت امشب لب های تو آتش به لبانم زده است بر گیر مرا به جان مستت امشب […]

ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر
ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر

ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر می کِشانَـدَم به سمتِ یک خیال به سانِ گمگشته ای که از آتشِ درون می گریزد به سایه بانِ درختانِ بالابلندِ بهشت پاره ای پناه می آورد، به تماشایِ رقصِ نور و سایه […]

سوت بزن در گوشم
سوت بزن در گوشم

سوت بزن در گوشم سالهاست خاموشم ساعت سوزش سکوت و ناسازگاریست ناسازگاری تلخ روزگار سازش غم ها سوت بزن در گوشم باز مدهوشم سوختن بس است باید ساخت ساختنی از جنس آینه بی مقاومت بدون صحبت باید ساخت با سادگی […]

بازم بارون میاد نم نم هوای باغ لبریزه
بازم بارون میاد نم نم هوای باغ لبریزه

بازم بارون میاد نم نم هوای باغ لبریزه زبوی آشنایت دل تویی باران پاکیزه بازم بارون میاد نم نم هوای باغ مستم کرد به مستی من زدم حرفی که شاید گوش نباید کرد بازم بارون میاد نم نم صدای آشنایی […]

شب فضانوردی از لذت تماشای زمین میگوید
شب فضانوردی از لذت تماشای زمین میگوید

شب فضانوردی از لذت تماشای زمین میگوید از آبی ملایم و دل انگیزش وقتی از ماه به آن نگاه میکنی صبح مجری اخبار از ادامه ی جنگ میگوید از مرز های پر از تاریکی.. تاریکی های بی مرز.. از سرخی […]

غروب
غروب

غروب غم انگیزترین اتفاق جهان است وقتی روز ته مانده هایش را جمع می کند از پشت کوه ها و فکر می کند آسمان پیراهن ستاره دوزش را بیشتر دوست دارد. #مهسان_احمدپور TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

لعنت !
لعنت !

لعنت ! چراغ ها را خاموش کن، ندیدن آخرین مُسکنِ مانده است که افاقه میکند. این بار هم، به تو فکر کرده بودم ، خلسه وار، از حمام بیرون آمدم، دست هام وصله دارِ خون بود و زخم های بی […]

ما به نفرینِ زنده ماندن دچار
ما به نفرینِ زنده ماندن دچار

ما به نفرینِ زنده ماندن دچار ماهیانِ تبعید شده بودیم به خشکی با شکنجه گاهی که در سینه ، با هر نفسی که درد ، و باران عجیب بوی خانه می داد #مهسان_احمدپور TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

در پشت جاده های غم زده
در پشت جاده های غم زده

در پشت جاده های غم زده در کنار ساحل وصل و امید یاد تو همچون خورشید در فلک میدرخشد پر امید بوی یاس و بوی نرگس در کنار جوی آب بوی نیلوفر وحشی در جوار قاصدک می برد هوش از […]

لبخند مرا بس بود
لبخند مرا بس بود

لبخند مرا بس بود چشمک که زدی مردم چشمان خودم را من با دست خود آزردم تقصیر خود من بود دیدار نگاه تو از چاله که بیرون شد افتاد به چاه تو چشمان غریب من معصوم تر از آب اند […]