کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود کاظم بهمنی از کافه شعر
کاش دور و بر ما

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود کاظم بهمنی از کافه شعر کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود آتشی بودی و هر وقت تو را می دیدم مثل […]

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند کاظم بهمنی
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند کاظم بهمنی درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند […]

می رسد یک روز فصل بوسه چینی در بهشت کاظم بهمنی
می رسد یک روز فصل بوسه چینی در بهشت کاظم بهمنی

می رسد یک روز فصل بوسه چینی در بهشت کاظم بهمنی می رسد یک روز فصل بوسه چینی در بهشت روی تـخـتـی با رقیبـان می نشینی در بهشت تـا خـدا بـهـتـر بسوزانـد مـرا خواهـد گذاشت یک نمایـشگـر در آتـش ، […]