غزل دیگر نمی کنم از محمد حسین ایزدی
غزل دیگر نمی کنم از محمد حسین ایزدی

خنده یِ هیچ مرد و گریهء زنی باور نمیکنم دیگر برای جنبنده ای چشم خودم را تَـر نمیکنم از هرچه دلبستگی و عاشقی ها فراریم حتی دگر دست در آغـوش سماور نمیکنم عقل خودم را منزه زِ حرف دل کردم […]