شکسته بغضِ کسی ، چشم هاش نم دارد
شکسته بغضِ کسی ، چشم هاش نم دارد

شکسته بغضِ کسی ، چشم هاش نم دارد گرفته راه گلویش صدای بم دارد … به دشتِ پرگلِ آرام بخشِ کاشی ها پناه برده دل شاعری که غم دارد … * مسیر قم به تماشای صحن می ارزد … که […]

کسی به پای تو افتاد و زار زار گریست
کسی به پای تو افتاد و زار زار گریست

کسی به پای تو افتاد و زار زار گریست شبیه مادر دلتنگ داغدار گریست دلت خزان شد و بر دوش بادها رفتی و ابر دیده ی من تا خود بهار گریست همان شبی که تو رفتی مسافری دیگر میان کوپه […]

ماه با آن منزلت در حوضِ ماهی کوچک است
ماه با آن منزلت در حوضِ ماهی کوچک است

ماه با آن منزلت در حوضِ ماهی کوچک است کوه اگر باشد دلم پیش تو کاهی کوچک است شاعر از معشوقه اش دوری کند جان می کَند نغمه ی سعدی بر این حرفم گواهی کوچک است آخرین جان های شمعم […]

فقط نه سرخ شد از خونِ “هل اتی” کوچه
فقط نه سرخ شد از خونِ "هل اتی" کوچه

فقط نه سرخ شد از خونِ “هل اتی” کوچه که شرم داشت ز چشمانِ “لافتا “کوچه … خیال تلخ محال است از سری برود … به چشم های حسن بوده هر کجا کوچه … به هر چه می نگرم ردّی […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۲/۰۳
برچسب ها:
مگو بر سفره ی اهل کرم مهمان نمی گنجد
مگو بر سفره ی اهل کرم مهمان نمی گنجد

مگو بر سفره ی اهل کرم مهمان نمی گنجد گمانِ نارسایی بر لب خندان نمی گنجد … گدایت را مران از سفره ی لبخند خود آری به دیگ خال خود بنشان اگر بر خوان نمی گنجد گره از روزگار من […]

به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را …
به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را ...

به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را … بهاری میکنی حال و هوای این حوالی را نگاهم خاطرت باشد ‘ غرورم را به یاد آور اگر روزی شکستی بی خبر ظرف سفالی را… شلوغی های اینجا بابت عطر برنجش نیست… […]

آنگونه ای که بعد از آتش دود می میرد
آنگونه ای که بعد از آتش دود می میرد

آنگونه ای که بعد از آتش دود می میرد مردی که معشوقش نباشد زود می میرد حتّی اگر شاعرترین مرد زمین باشد حسّی که در ابیات شعرش بود می میرد مثل پرنده درقفس ، مانند گل در باد وقتی تقلّایش […]

نگاه از سید رضا هاشمی
نگاه از سید رضا هاشمی

“ربنا آتنا ” نگاهش را * آن دو تا گرگ دل سیاهش را “و قنا “من عذاب شبهایی که نبینیم روی ماهش را … و از آن عطر در گریبانش و از آن موی نیمه عریانش … و از اینکه […]

اگر چه دستخوش حادثات دیگری ام …
اگر چه دستخوش حادثات دیگری ام ...

اگر چه  دستخوش حادثات دیگری ام … هنوز گاه گداری به فکر می بری ام … سری به پات نهادم دلیل خوبی بود … برای اینکه ببینی اگر چه سرسری ام … شراب تلخ چشیدم  ‘ ولی نخندیده کسی شبیه […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۰۷
برچسب ها:
بیا به عاشقی و شعر متهم باشیم …
بیا به عاشقی و شعر متهم باشیم ...

بیا به عاشقی و شعر  متهم باشیم … بیا بهانه نگیریم عشق هم باشیم … بیا تمام مسیر عبور باران را… بدون چتر بخندیم ! هم قدم باشیم … بیا زیاد بمانیم پیش همدیگر … بیا زیاد ببوسیم ‘ ضد […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۰۷
برچسب ها:
غروب می شود و تو در این هوای لعنتی
غروب می شود و تو در این هوای لعنتی

غروب می شود و تو در این هوای لعنتی دوباره کوچ می کنی به کوچه های لعنتی و بعد رفتنت فقط مرا عذاب می دهد … صدای چندش آور پرنده های لعنتی … و پوکه های خالی دو بسته قرص […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۰۷
برچسب ها: