پاییزِ برگریز
پاییزِ برگریز

پاییزِ برگریز مانند یک مسافر ِغمگین از کوچه های ابریِ آذر عبور کرد و کوله بار ِ رنگیِ خود را بر دوشِ خُشکِ درختان نهاد پاییز برگریز با گامهای ریز از روی سنگفرشِ زردِ خیابان گذشت با مهرِ مهربان وداع […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۹
برچسب ها:
لذت هایم خیالی اند و رنج هایم همه واقعی !
لذت هایم خیالی اند و رنج هایم همه واقعی !

لذت هایم خیالی اند و رنج هایم همه واقعی ! آسمان… با شت و پت و هیاهوی عجیبی ابر کبودش را برداشت و رفت منّت کشی نمی کنم نزدیک بود کارمان بجدایی کشد آفتاب … همهٔ خاطراتمان را بسوزاند شب […]

شده ام من با همه عشقم
شده ام من با همه عشقم

شده ام من با همه عشقم چون حوا می فریبم ترا ای مرد زیبای خدا ای بهترین خلقت او ای جان گرفته با ذات ناب ایزدی مهربان و پاک آرمیده ای در بهشت روح بلندت سر به آسمان می ساید […]

باران میبارد …
باران میبارد ...

باران میبارد … باز هم به افتخار تمامی آن خاطرات تلخ … باز هم به افتخار تمامی دل شکستن ها … باز هم به افتخار تمامی درد ها و غم ها … مینوشم از جام شیرین شرابی که تو برایم […]

زیبا بودنت هنر نیست…
زیبا بودنت هنر نیست...

زیبا بودنت هنر نیست… قشنگی با تو بازی می کند چشمهانم را نوعی دیوانگی تصوّر کن تأویلی… ساده از تن *پریچهر ح.رزاس

ادامه دارد…
ادامه دارد...

شبیه سریالی که پایان یافته با جمله ی «ادامه دارد…» ادامه خواهم داشت، در فصل های پیشِ رو… #سورنارخشا

آخَرِ عشقم وُ از عشق تنفّر دارم
آخَرِ عشقم وُ از عشق تنفّر دارم

بسمه تعالی آخَرِ عشقم وُ از عشق تنفّر دارم نه تنفّر !!!! که از آن بیزارم نه که بیزار!!!! دلی خون دارم جگرم، آتشِ جوری ست کَز او یادگاری ست از این زندانم هر دَم از قافلۀ عشق سخن می […]

خانه دوست کجاست ؟
خانه دوست کجاست ؟

سالها در پی این اندیشه از خود پرسیدم خانه دوست کجاست ؟ پاسخی من نشنیدم هرگز بعدها فهمیدم خانه دوست دل است iraj.nasrollahi

بار من سنگین نیست. دارم از دار دنیا،چند کتاب…
بار من سنگین نیست. دارم از دار دنیا،چند کتاب...

بار من سنگین نیست.دارم از دار دنیا،چند کتاب. ساده و عاشقانه. مرگ من آسان است.مثل آتش زدن گیسوآن کتاب هایم.آتشی تند و سریع ک دگر هیچ نماند جز شعله ای خاکستر. من سبکبالم و رها.. مثل شمع هایم قرمز و […]

چندپله بالاتر ازعشق
چندپله بالاتر ازعشق

عنوان:چندپله بالاتر ازعشق به جایی رسیده ام چند پله بالاتر از عشق به آنجایی که من برای تو میمیرم و تو مرگ را برای من آرزو میکنی چه زیباست این تساوی!!! مریم باغ شیرین

باورم می گوید، به تو خواهم رسید
باورم می گوید، به تو خواهم رسید

باورم می گوید، به تو خواهم رسید درست؛ در نقطه ی تلاقی زمین با آسمان و همچنان که من نزدیکتر میشوم، افق؛ دور و دورتر می شود آرزو شممسایی

همه ی ما یک خیابان داشته ایم
همه ی ما یک خیابان داشته ایم

میدانم ، همه ی ما یک خیابان داشته ایم یک پارک، یک نیمکت ، یک کافه ی همیشگی و یک عکس که دونفره هایمان را با چشم خود دیده بود همیشه آن خیابان ، آن پارک ، آن نیمکت ، […]

و هیچ آینه ای تصویر مرا زیباتر نشان نمی دهد

و هیچ آینه ای تصویر مرا زیباتر نشان نمی دهد آن قدر که چشمانش….. زهره میرشکار

“سقوط آزاد”
"سقوط آزاد"

“سقوط آزاد” ای کاش می دانستم ته پرواز در آسمان چشمانت سقوط آزاد است. مریم باغ شیرین

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۱/۱۰
برچسب ها:
ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر
ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر

ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر می کِشانَـدَم به سمتِ یک خیال به سانِ گمگشته ای که از آتشِ درون می گریزد به سایه بانِ درختانِ بالابلندِ بهشت پاره ای پناه می آورد، به تماشایِ رقصِ نور و سایه […]

سوت بزن در گوشم
سوت بزن در گوشم

سوت بزن در گوشم سالهاست خاموشم ساعت سوزش سکوت و ناسازگاریست ناسازگاری تلخ روزگار سازش غم ها سوت بزن در گوشم باز مدهوشم سوختن بس است باید ساخت ساختنی از جنس آینه بی مقاومت بدون صحبت باید ساخت با سادگی […]

شب فضانوردی از لذت تماشای زمین میگوید
شب فضانوردی از لذت تماشای زمین میگوید

شب فضانوردی از لذت تماشای زمین میگوید از آبی ملایم و دل انگیزش وقتی از ماه به آن نگاه میکنی صبح مجری اخبار از ادامه ی جنگ میگوید از مرز های پر از تاریکی.. تاریکی های بی مرز.. از سرخی […]

غروب
غروب

غروب غم انگیزترین اتفاق جهان است وقتی روز ته مانده هایش را جمع می کند از پشت کوه ها و فکر می کند آسمان پیراهن ستاره دوزش را بیشتر دوست دارد. #مهسان_احمدپور