تقدیم به فرزندان شهدای مدافع حرم
تقدیم به فرزندان شهدای مدافع حرم

بسمه تعالی تقدیم به فرزندان شهدای مدافع حرم بابا جونم سلام، بابای خوب من سلام ***************** یه دنيا حرف دارم خلاصه می شه تو نگام به روی شونه هام ،یه كوه درد و غربته ************** نگاهم و بخون كه پر […]

یا حسین شفیع محشر
یا حسین شفیع محشر

بسمه تعالی نوحه یا حسین شفیع محشر با سبک سید ذاکر و برگرفته از شعر ایشان یا حسین شفیع محشر تویی امید دل من یه دعا کنی آقا جون تا نمیره این دل من یه روزی میشه آقا جون برسم […]

سفره ی افطار
سفره ی افطار

سفره ی افطار نزدیک اذان مغرب و موقع افطار بود مرد که ظاهری بسیار وارسته داشت با محاسن سفید و جای مهر بر پیشانی از کثرت سجده ، در حالیکه در یک دست یک ظرف حلیم داشت و در دست […]

قتل لحظه ها
قتل لحظه ها

قتل لحظه ها دوستان ادیبم باز یک شب و بیداری و حاصلش داستانک زیر بود ، بی هیچ ادعای در زمینه ی قالب داستانی اما دفاع از محتوا تقدیم شما یاران می کنم ، تمنا دارم علی رغم طولانی بودن […]

آئینه ی نگاه
آئینه ی نگاه

(( آئینه ی نگاه )) شد دل من ترک ترک از عطش نگاه تو دیده کجا کشد سرک کجاست دیده گاه تو خاک رهت چگونه من سرمه چشم خود کنم یا به چه حیله و کلک خاک شوم به راه […]

از خاک تا افلاک
از خاک تا افلاک

(( از خاک تا افلاک )) ای عشق پاک و خاکیم وی نشئه ی افلاکیم از زنده بودن شاکیم از مرگ نبود باکیم من از جفایت خسته ام درهای دنیا بسته ام چون عاشقی وارسته ام از دام دنیا جسته […]

رسم زندگی
رسم زندگی

” رسم زندگی” کمی بعد از طلوع آفتاب درب یکی از خانه ها در یکی از محلات شهر باز شد ، دو کودک از درب بیرون آمدند و کنار درب ایستادند پشت سر آنها زن میانسالی با یک سینی که […]

شوق دیدار
شوق دیدار

شوق دیدار از این دریا از این هوای بی پروا پرواز پرنده ها در رو به روی عرشه این ستاره زیبا در نگاهت میدرخشه دلم پر از ارزوهای محال سرشار از طعم شیرین خیال شوق دیدار تو لبریز از جام […]

بجنب خودکار…

بجنب خودکار… قلم در دست گرفته ام و می خواهم برای او بنویسم. ای وای دوباره شروع شد. دست هایم دارد می لرزد و قلم رقص ناموزون همیشگی اش را روی کاغذ به نمایش می گذارد. امروز باز هم جوهر […]

متن عاشقانه درختا رو همیشه سبز می کشید
درختا رو همیشه سبز می کشید

درختا رو همیشه سبز می کشید به منم هی میگفت: تو چرا زرد میکشیشون؟ همونجا بود فهمیدم تا حالا عاشق نشده….. با اینکه ازش خوشمم اومده بود تا آخر دوره بهش هیچی نگفتم… از اون ماجراها یه چند سالی گذشت، […]

سر بسوی عاشق دیوانه ی شیدا بگردان
سر بسوی عاشق دیوانه ی شیدا بگردان

سر بسوی عاشق دیوانه ی شیدا بگردان ببین با دیدنت آن روح رفته بازمیگردد در او در نگاهش شوق دیدار دو چشمانت نمایان بنگر این شور وصال و صورت خندان در او ایلیا محسنی

کاش آنقدر غمت کوچک بود
کاش آنقدر غمت کوچک بود

کاش آنقدر غمت کوچک بود که شبی از دل من می رفتی نه بمانی و شب و روز مرا همچو دریا به تلاطم بکشی مینا

عشق تاریخ ندارد اما
عشق تاریخ ندارد اما

۸\۶\۱۳۹۶ عشق تاریخ ندارد اما مینویسم تا بدانی امروز گرچه رفتی بی خبر اما دلم می نویسد تا ابد می خواهمت مینا

جرم من دیدن چشمان تو بود
جرم من دیدن چشمان تو بود

جرم من دیدن چشمان تو بود به همین جرم شدم در بندت تو فقط دیدی و لبخند زدی دل من ماند پی لبخندت مینا

آن کودکی ام با تو
آن کودکی ام با تو

آن کودکی ام با تو این سرگشتگی اش با من آن خاطره ها از تو این گم گشتگی اش در من بنیامین کاهانیان

ساقیا شراب بدون او چه سود
ساقیا شراب بدون او چه سود

ساقیا شراب بدون او چه سود خورم زان شراب ولی می او چه بود #تک_بیت #مفردات سید محمد حسین میران

کنار تو

کنار تو کنار تو چقدر خوبم با این حست چه محبوبم کنار تو چقدر شادم پر از عشقم آزادم کنار تو،تُوی ابرا منم با تو تکُ تنها کنار تو مثل یک باز دلم پر زد واسه یک لحظه پرواز کنار […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۸/۱۷
برچسب ها:
((هچ اولوب شدت غمدن اوتوروب آغلیاسان؟

((هچ اولوب شدت غمدن اوتوروب آغلیاسان؟ یوخ اولان آرزیلارا هر گجه یاس ساخلیاسان؟ هچ اولوب چرخ فلکدن اورگین تنگه گله؟ باش توکون تک قره بختین گونو گوندن قره له؟)) هچ اولوب عاشیق اولان عشقیوه صبرین سارالا ؟ گون بگونلر اوزالا […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۸/۱۷
برچسب ها: