سپرده شدن قلبم به حلقه های نفست
سپرده شدن قلبم به حلقه های نفست

سپرده شدن قلبم به حلقه های نفستگیرایی مهرت در تلاطم خواستنتاز قلبم گرمای نفس برداشتنتبا دل خواستنت عمرمو بهت دادمشاز صدای پر ضرب قلبمآهنگی متین ساختنتدر سکوی پر چالش افکار کنارم بودنتاز روزهای آفتابی و کویریگلستان خوش عطر در آوردنتمی خواهم […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۲/۲۶
برچسب ها:
حرفهایی که برای گفتن نیستند…..
شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت...

پسرک‍  سوار بر خودشیفتگی‌هایش به قبرستان رسید.  پالتوی مشکی ،موههای صاف و بلند، قامتی کشیده، سینه‌سپر، سربالا، دست در جیب ، نگاهی گیرا و عمیق، باقدمهایی محکم و پیوسته، یک گام جلوتر از ردٌِ پایش ، کنار تنه‌ی درخت بید و […]

پسرک‍ سوار بر خودشیفتگی‌هایش به قبرستان رسید.
شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت...

پسرک‍  سوار بر خودشیفتگی‌هایش به قبرستان رسید.  پالتوی مشکی ،موههای صاف و بلند، قامتی کشیده، سینه‌سپر، سربالا، دست در جیب ، نگاهی گیرا و عمیق، باقدمهایی محکم و پیوسته، یک گام جلوتر از ردٌِ پایش ، کنار تنه‌ی درخت بید و […]

شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت…
شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت...

شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت…تقویم چهاربرگ دیوار‍ی ، پیش چشم ،پاییز از وسط خمید و قرینه گشت..فصل ناخشنودی‌ها فرا رسیدابرهای سیاه و شرور بروی شهر ،خِیمِه زدند، آسمان اسیرِ بُغضــی لَـجباز و طولانی شد.  روزگار با […]

که زندگی آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیم
که زندگی آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیم

اینکه آدم بداندگاهی دست خودش نیستکه زندگی آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیمکه انسان ها آن طوری نیستند که تصورش را می کردیم هرزگاهی بایستیآدم های زندگیمان راالک کنیمبرای روزهای دلتنگی .” امیر نویدکیا “

مرا مثل دست هایت ، مهربان …
مرا مثل دست هایت ، مهربان ...

مرا مثل دست هایت ، مهربان …مثل موهایت ، با شکوه …مثل چشم هایت ، بی تاب …مثل خیالت ، بی مرز …مثل نبودنت ، عمیق …در آغوش بگیر … !” امیر نویدکیا “

من گمان میکردم
من گمان میکردم

من گمان میکردمفاصله ها همیشه حس نیست شدن کسی را می دهند که هنوز هست …اما گاهی آدمی دلش برای فاصله ها تنگ می شودفاصله دست تا دستفاصله لب تا لب ،آغوش تا آغوش …و من چگونه دلم نگیرد بی […]

شعر عاشقانه از مهسا
غزل عاشقانه از مهسا
نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۲/۱۴
برچسب ها:
شعر عاشقانه دل از حنانه غریبی
ترانه عاشقانه دل

دل:آی دلم آروم بگیر این دنیا بی رحمههرچی از عشق برات موند درده و زخمهآی دلم دنیا به کسی محل نمیذارهنابودت میکنه و اشک هاتو میشمارهآی دلم غمگین نباش این روزا میگذرهخیال چشمای تیره اش از ذهنت میپرهآی دلم دیگه […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۲/۱۴
برچسب ها:
آتشفشان از محمد علی ساکی
آتشفشان از محمد علی ساکی

آتشفشانم کرده ای با گرمی غنجتاندازه می گیری تبم را با دما سنجت کی عاشقان درسی به غیراز عشق می فهمندپندم نده با داستان رنج پر گنجت با اینکه از بر می کنم  دیوان چشمت راحظ می برم از مهره […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۲/۱۴
برچسب ها:
شعر سپید تک درخت
شعر سپید تک درخت

به تک درختی می مانیدر دل کویری پهناورزیباسبزاستوارآری عزیزمتو تنها نشانه ی حیاتیدر این برهوت …#رامین_زارعی

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۲/۱۴
برچسب ها:
داستان کوتاه

به شعرهای زیادی فکر می کرد که زمانی همه آنها را بی آنکه هیچ مخاطبی داشته باشند و یا در جایی نوشته باشد سروده بود. به خودش گفت دور از انصاف است که سهم هیچکس پیشکش کس دیگر شود. پس […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۱/۲۰
برچسب ها:
“جز تو من با هر کسی سوءتفاهم می شوم”

“جز تو من با هر کسی سوءتفاهم می شوم”عاقبت انگشت نمای دست مردم می شومبا دلی آزرده در شهر غمت گم می شوم من درختی سبز و پر بارم كه روزی بی خبراز فراق و دوری ات تَلّی ز هيزم […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱۲/۲۷
برچسب ها:
زنگاه اولی عاشقت گشتم همی
زنگاه اولی عاشقت گشتم همی

زنگاه اولی عاشقت گشتم همی    زنگاه آخرت عاشقم گشته غمی          هردم نگاهت می کنم نفرین نثارت میکنم        نفرین تورا هم میکنم در هر دم و هربازدمی

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱۲/۲۷
برچسب ها:
شکنجه شیرین
شکنجه شیرین

دوباره من دوباره تودوباره حرفهای پشت پرده ماندوباره یک نگاه من  و صد سکوت صد عذابشکنجه ای سپید می دهد مرادو مردم سیاه و بی صدای چشمهای تو

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱۲/۲۷
برچسب ها:
آخرش عطری ازان مو های بورت می برم
آخرش عطری ازان مو های بورت می برم

آخرش عطری ازان مو های بورت می برم گر به میل خود نیایی من به زورت می برم در نــرو از کوره می دانــی خودت ای آرزو مـن که از روز ازل دارم به گورت می برم سید محسن جوادی

کبوتر
صـد جـمـلـه ناب طفـلـک از بـــر دارد یـک کــوه خـیال خـفـته در ســر دارد یک چشم به روی جای خالی بر سیم یک چشم دگر به قـفــل بــر در دارد

صـد جـمـلـه ناب طفـلـک از بـــر دارد یـک کــوه خـیال خـفـته در ســر دارد یک چشم به روی جای خالی بر سیم یک چشم دگر به قـفــل بــر در دارد سید محسن جوادی

به زیر تیغ غم ، عریان صبریم
به زیر تیغ غم ، عریان صبریم

به زیر تیغ غم ، عریان صبریم سوار اسب بی افسار قبریم اگرچه میوه ی ممنوعه خوردیم اسیر اختیار دیو جبریم ابوالقاسم کریمی