شعر عاشقانه سپید حسن گائینی
شعر عاشقانه سپید حسن گائینی

در حریق باران کنار کوه غلط نرم و خاموش، لبهٔ هستی نشسته ام قصّهٔ سیاه پری سفید پری را، سروده ام و دریا را… ـ فریاد تر از خاک کبرِ درد دردِ  آب فوارهٔ رویای تو بود و… نبود نه […]

شعر عاشقانه سپید از حسن گائینی
شعر عاشقانه سپید از حسن گائینی

مث یه ابر سفید پشت حصار آسمون توی دریا کمی هم مثِ پَــریا می نویسم لای موهات یک شب درازِ یلــدا تو مثِ حالتِ نوری سایهٔ حسِّ بلوری مث یه ستارهٔ دور، جونمو بردی تو خوابت تو مث کثرت بارون […]

واعظ وموعظه وپند دگر سود نداشت حسن محمدنیا
حسن محمدنیا

واعظ وموعظه وپند دگر سود نداشت عاشقی در ره ما جز رخ معبود نداشت رهروان در طلبش بر در مسجد رفتند راه ما جز به در میکده مقصود نداشت

شعر عاشقانه کوتاه هوای هوس 
شعر عاشقانه کوتاه هوای هوس 

هوای هوس رسیده به طعم جای لب های بخارم روی شیشه ✍ ح . رزاس

قسمتم این بوده درگیر تو باشم، می شود؟ 
قسمتم این بوده درگیر تو باشم، می شود؟ 

قسمتم این بوده درگیر تو باشم، می شود؟ همچنان آهوی زنجیر تو باشم، می شود؟ مثل انگور مریوان دانه دانه سُرخِ سُرخ هی بجوشانی مرا گیرِ تو باشم، می شود؟ با تو هستم نازنین بانو شرابم می دهی؟ مست و […]

شعر عاشقانه کوتاه از زهره میرشکار
شعر عاشقانه کوتاه از زهره میرشکار

شعبده باز بود! گفت دوستت دارم؛ و من پرنده شدم… زهره میرشکار

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۴/۰۷
برچسب ها:
شعر عاشقانه مانند موج دريا بودي…
شعر عاشقانه مانند موج دريا بودي...

مانند موج دريا بودي… همانقدر سخت و پر سروصدا آمدي… و ساحل وجودم را، از عشق پر كردي بند بند اين ساحل، از تو لبريز شد… و آرام آرام دور شدي… و من ! ساحل خاموش غمگيني شده ام كه […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۴/۰۷
برچسب ها:
شدم لیلی که شیرین دلت باشم
شدم لیلی که شیرین دلت باشم

شدم لیلی که شیرین دلت باشم شدی مجنون امّا گور من… با تیشهٔ فرهاد  می کندی ✍ ح . رزاس ✔بیستون در گور

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۴/۰۷
برچسب ها:
یه کمی واژه فقط
یه کمی واژه فقط 

یه کمی واژه فقط با یه مداد می تونه منو ببره به هوای باد برم تو دشت دور، پیش درخت پیر… كنار یه سنگ ، تو باریکی مسیر پیش علف های بلند… خارای پریشون که ستاره به آسمون ، نبود […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۴/۰۷
برچسب ها:
هر روز دارم بلندتر میشم…
هر روز دارم بلندتر میشم...

هر روز دارم بلندتر میشم… صاف و ـ سیاه مث یه ، خطّ مداد کشیده رنگِ خدا رو تو  چشات یعنی: اینکه… رو لبات هم می کِشم سرخ و عنابی و همرنگِ شراب ـ ✍ ح . رزاس ✔ رنگ […]

موج اشکم می شوره
موج اشکم می شوره

موج اشکم می شوره، ـ صورت ماه تا که شب جار بزنه،پرسهٔ صُبح و تو…دِلا قـــــرمــزِ ماهیِ تُنـــگ با لباش بازی می کرد اشـــک و آبو از دلش جدا میکرد اون طرف تو قابِ گیجِ … پنجره شیشه ها، هــــا… […]

غزل جنگ از داود طالبی
غزل جنگ از داود طالبی

غزل جنگ یادم نمانده خوب، ولی وقت جنگ بود ذهنم پر از گلوله و توپ و تفنگ بود با فکر کودکانه من جنگ واقعی نقاشی بزرگی با آبرنگ بود در اعتقاد زخمی کابوسهای تلخ تنها سلاح جنگی من بومرنگ بود […]

شعر عاشقانه من می گم
شعر عاشقانه من می گم

من​ میگم: سفید چه رنگه؟ تو میگی: بیرنگِ دلتنگه تو چشام… بهار اشکه من میگم : رنگ نیازه مث حیرون توی بارون ح . رزاس —

شعر عاشقانه کوچه
شعر عاشقانه کوچه

توی کوچه… پس کوچه های زندگی همیشه، دو نفرم! یه: علی چپ یه: علی راست امّا… وروجکم! تو با اشکهایت ببین… چاه هست کوچه نیست! ….. ـ علی … تنهاست ! ✍ ح.رزاس ▫سفر خاک ▫

شعر عاشقانه سپید از این همه
شعر عاشقانه سپید از این همه

از این همه… رفتن و رفتن بُریدن و گذشتن همه بی آب و آبادی و سردرِ  معبد… ـ چشم مناره ای باریک و بلند! آرزو… یش لجّه های سیاهی و تنهایی جوانه های… بیتابِ صدها غزل، گره در مهتاب و […]

شعر عاشقانه سپید آینهٔ چینی
شعر عاشقانه سپید آینهٔ چینی

آینهٔ چینی تو را با سیاهی دل چکار لبان تو بی انتهای روشنی در غایت است از نوبهاری که در نیستان ما دمیده ای،بگو… نه مرا، بیافزا… و نه با کاهیدنم، بیآزار تا چون ستاره ای، به نحس و شگون […]

با چشمهای منتظرت شب چه می کند
با چشمهای منتظرت شب چه می کند

با چشمهای منتظرت شب چه می کند آواز مرده  مرگ چکاوک چه می کند باشب که گریه های تو را می تند هنوز دستان سرد و یخ زده کوچک چه می کند گفتم برای گریه ات آغوش می شوم بر […]

هم ظلمت شبانه‌ای و هم ستاره‌ای از رامک سلیم
هم ظلمت شبانه‌ای و هم ستاره‌ای از رامک سلیم

هم ظلمت شبانه‌ای و هم ستاره‌ای هم چشمه‌ی زلالی و هم سنگ خاره‌ای افتاده اختلاف در اشعار شاعران ؛ اصلاً خودت بگو که کدام استعاره‌ای ؟ یک‌ عمر دست و پا زدم و درنیافتم دریای عاشقانه ندارد کناره‌ای از تک‌ […]