میشه امسال زیر ِ بارون
میشه امسال زیر ِ بارون

میشه امسال زیر ِ بارون دستت و بازم بگيرم توی یک راه ِ قدیمی بگی با تو جون می گيرم میشه پاييزم و امسال تنها با تو بگذرونم من صدات کنم که عشقم تو جواب بدی که جونم میشه وقتایی […]

دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را
دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را

دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را از زندگی تا مرگ می خواهم صدایش را دارد صدایم می کند دارم صدایت را : بیرون بکش از زندگی یا مرگ پايت را هر گوشه ای تنها تو را در ذهن ِ […]

ترانه عاشقانه فصل ِ غمگینی که زرد ست
ترانه عاشقانه فصل ِ غمگینی که زرد ست

فصل ِ غمگینی که زرد ست فصل ِ عاشق های تنها بی مخاطب مثل ِ پاییز زیر ِ بارون غرق ِ غم ها خش خش ِ برگاي خشک و نم نم ِ بارون ِ سردش عاشقی در زير ِ بارون […]

شده ام من با همه عشقم
شده ام من با همه عشقم

شده ام من با همه عشقم چون حوا می فریبم ترا ای مرد زیبای خدا ای بهترین خلقت او ای جان گرفته با ذات ناب ایزدی مهربان و پاک آرمیده ای در بهشت روح بلندت سر به آسمان می ساید […]

حسادت اولین قدم تو راه دوست داشتنه
حسادت اولین قدم تو راه دوست داشتنه

من و نارازاکی… برخلاف تمام ژاپنی ها نه چشمای ریز بادومی داشت و نه قد کوتاه. چن سال پیش که برای شرکت تو یکی از فستیوال های نقاشی رفته بودم ژاپن، چن روزی رو مهمان خانواده نارازاکی شون بودم. بابای […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۴
برچسب ها:
خیانت
خیانت

هیچ وقت تو زندگیم اینقدر به ازدواج نزدیک نبودم، یه دختر زیبا و تحصیل کرده با یه خانواده اصیل و به شدت محترم، قد بلند و خوش لباس با چشمای درشت مشکی و از همه مهمتر موهای خرمایی بلند حالت […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۴
برچسب ها:
دوست داشتن تو
دوست داشتن تو.

چایی رو با نوشابه شیرین میکردم و قرمه سبزی رو با مربای هویج میخوردم.صبحانه ام چلو کباب بود و نهارم نون پنیر سبزی. شبها بیدار بودم و روزا میخوابیدم، با کت شلوار دمپایی ابری میپوشیدم و با تیشرت کراوات میزدم. […]

باران میبارد …
باران میبارد ...

باران میبارد … باز هم به افتخار تمامی آن خاطرات تلخ … باز هم به افتخار تمامی دل شکستن ها … باز هم به افتخار تمامی درد ها و غم ها … مینوشم از جام شیرین شرابی که تو برایم […]

مزاحم
مزاحم

نام شعر:مزاحم هواتو دارم پنهونی با این که عاشق اونی با این که حتی ذره ای نخواستی از من بدونی ادامه بده این راهو بدون ترس و واهمه دیگه نیازی نیست بگی «کسی نیستش مزاحمه» (تو زندگیم یه جای خالی […]

بوی بهار
بوی بهار

بوی بهار در خانه نشستم که ببینم گل رویت دیوانه شدم ، محو شدم در غم بویت هر دم به سبویی به دلت رام شدم من نا خواسته افتادم و خو کرده به کویت چون بوی بهاران همه سرمست شدم […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۴
برچسب ها:
ادامه دارد…
ادامه دارد...

شبیه سریالی که پایان یافته با جمله ی «ادامه دارد…» ادامه خواهم داشت، در فصل های پیشِ رو… #سورنارخشا

آخَرِ عشقم وُ از عشق تنفّر دارم
آخَرِ عشقم وُ از عشق تنفّر دارم

بسمه تعالی آخَرِ عشقم وُ از عشق تنفّر دارم نه تنفّر !!!! که از آن بیزارم نه که بیزار!!!! دلی خون دارم جگرم، آتشِ جوری ست کَز او یادگاری ست از این زندانم هر دَم از قافلۀ عشق سخن می […]

مرا گفتی تو را دیگر نمی خواهم
مرا گفتی تو را دیگر نمی خواهممرا گفتی تو را دیگر نمی خواهم

مرا گفتی تو را دیگر نمی خواهم مرا گفتی خداحافظ نمی مانم تو را گفتم که جانانم کنارم باش مرا گفتی تو را جانم نمی دانم مرا گفتی که از جانم چه می خواهی؟ تو را گفتم چرا پيشم نمی […]

شده آيا که غمی ریشه به جانت بزند ؟
: « شده آيا که غمی ریشه به جانت بزند ؟

« شده آيا که غمی ریشه به جانت بزند ؟ گره در روح و روانت به جهانت بزند ؟ » شده در خواب ببینی که تو را قرض کند ؟ بروی وَهم شوی تا که تو را فرض کند ؟ […]

خانه دوست کجاست ؟
خانه دوست کجاست ؟

سالها در پی این اندیشه از خود پرسیدم خانه دوست کجاست ؟ پاسخی من نشنیدم هرگز بعدها فهمیدم خانه دوست دل است iraj.nasrollahi

در بوسه باران لبت ، لبهای من تر میشود
در بوسه باران لبت ، لبهای من تر میشود

در بوسه باران لبت ، لبهای من تر میشود گاهی در آغوشم بگیر ،جانم که بهتر میشود در ظلمت شبهای حزن انگیز من گاهی بیا برتابشت چون در دلم نوری منور میشود در گیسوی پر راز شبهای تو چون پیمانه […]

دلم امشب هوای باز می خواهد
دلم امشب هوای باز می خواهد

دلم امشب هوای باز می خواهد دلی پر عشق و پر آواز می خواهد برای دیدن یاران بی غش هم نوای چنگ و گاهی ساز می خواهد خیالش میزنم ، من ساز وارانه مرا بیدار و خود در ناز می […]

بار من سنگین نیست. دارم از دار دنیا،چند کتاب…
بار من سنگین نیست. دارم از دار دنیا،چند کتاب...

بار من سنگین نیست.دارم از دار دنیا،چند کتاب. ساده و عاشقانه. مرگ من آسان است.مثل آتش زدن گیسوآن کتاب هایم.آتشی تند و سریع ک دگر هیچ نماند جز شعله ای خاکستر. من سبکبالم و رها.. مثل شمع هایم قرمز و […]