خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم
خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم

خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم تر گل سرزده از مشرق سبز چمنم خنده کن مرغک خوش لهجه باغ وبر من خنده کن ای روشنای ديدگان روشنم

«بازیچه»
«بازیچه»

«بازیچه» مات حرفات موندم هنوزم باورم نمیشه که تو دوسم نداری بودم یه بازیچه قلب من ازآینه بود قلب توشعله ی مرگ که منوسوزوندورفت بین این همه تگرگ حالموداغون کردی یه گوشه توفکرفرورفتم یه روزی تاوان میدی اون روزوتوروت میخندم […]

پاییزِ برگریز
پاییزِ برگریز

پاییزِ برگریز مانند یک مسافر ِغمگین از کوچه های ابریِ آذر عبور کرد و کوله بار ِ رنگیِ خود را بر دوشِ خُشکِ درختان نهاد پاییز برگریز با گامهای ریز از روی سنگفرشِ زردِ خیابان گذشت با مهرِ مهربان وداع […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۹
برچسب ها:
از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها
از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها

از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها پایِ تو زانو زدم پیشِ همه ناچیزها از قرارِ سوخته از چوب خط ها پُر شده رویِ دیوارِ اتاقم ، رویِ کل ِّ میزها پشتِ هر دیوار،دیواریست،بانو خسته ام خسته ام از وعده […]

چون آسمانی که پر از حور و پری ها
چون آسمانی که پر از حور و پری ها

چون آسمانی که پر از حور و پری ها پشت سرت بازار داغ مشتری ها مثل نسیمی رد شدی از شهر…افتاد با دیدنت از سر تمام روسری ها احساس تلخ قهوه ها در کافه…از تو_ موسیقی زیبا و رقص آذری […]

مسخ وحشی ترین زمین باشی
مسخ وحشی ترین زمین باشی

مسخ وحشی ترین زمین باشی و زمان کل باورت باشد شیر و شهد از خودت بپاشانی کاسه ای زهر در برت باشد شهر عشاق را قدم بزنی و فقط درد همسرت باشد هی بخندی و هی بخندانی لشکر غم برادرت […]

میشه امسال زیر ِ بارون
میشه امسال زیر ِ بارون

میشه امسال زیر ِ بارون دستت و بازم بگيرم توی یک راه ِ قدیمی بگی با تو جون می گيرم میشه پاييزم و امسال تنها با تو بگذرونم من صدات کنم که عشقم تو جواب بدی که جونم میشه وقتایی […]

دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را
دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را

دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را از زندگی تا مرگ می خواهم صدایش را دارد صدایم می کند دارم صدایت را : بیرون بکش از زندگی یا مرگ پايت را هر گوشه ای تنها تو را در ذهن ِ […]

ترانه عاشقانه فصل ِ غمگینی که زرد ست
ترانه عاشقانه فصل ِ غمگینی که زرد ست

فصل ِ غمگینی که زرد ست فصل ِ عاشق های تنها بی مخاطب مثل ِ پاییز زیر ِ بارون غرق ِ غم ها خش خش ِ برگاي خشک و نم نم ِ بارون ِ سردش عاشقی در زير ِ بارون […]

شده ام من با همه عشقم
شده ام من با همه عشقم

شده ام من با همه عشقم چون حوا می فریبم ترا ای مرد زیبای خدا ای بهترین خلقت او ای جان گرفته با ذات ناب ایزدی مهربان و پاک آرمیده ای در بهشت روح بلندت سر به آسمان می ساید […]

حسادت اولین قدم تو راه دوست داشتنه
حسادت اولین قدم تو راه دوست داشتنه

من و نارازاکی… برخلاف تمام ژاپنی ها نه چشمای ریز بادومی داشت و نه قد کوتاه. چن سال پیش که برای شرکت تو یکی از فستیوال های نقاشی رفته بودم ژاپن، چن روزی رو مهمان خانواده نارازاکی شون بودم. بابای […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۴
برچسب ها:
خیانت
خیانت

هیچ وقت تو زندگیم اینقدر به ازدواج نزدیک نبودم، یه دختر زیبا و تحصیل کرده با یه خانواده اصیل و به شدت محترم، قد بلند و خوش لباس با چشمای درشت مشکی و از همه مهمتر موهای خرمایی بلند حالت […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۴
برچسب ها:
دوست داشتن تو
دوست داشتن تو.

چایی رو با نوشابه شیرین میکردم و قرمه سبزی رو با مربای هویج میخوردم.صبحانه ام چلو کباب بود و نهارم نون پنیر سبزی. شبها بیدار بودم و روزا میخوابیدم، با کت شلوار دمپایی ابری میپوشیدم و با تیشرت کراوات میزدم. […]

باران میبارد …
باران میبارد ...

باران میبارد … باز هم به افتخار تمامی آن خاطرات تلخ … باز هم به افتخار تمامی دل شکستن ها … باز هم به افتخار تمامی درد ها و غم ها … مینوشم از جام شیرین شرابی که تو برایم […]

مزاحم
مزاحم

نام شعر:مزاحم هواتو دارم پنهونی با این که عاشق اونی با این که حتی ذره ای نخواستی از من بدونی ادامه بده این راهو بدون ترس و واهمه دیگه نیازی نیست بگی «کسی نیستش مزاحمه» (تو زندگیم یه جای خالی […]

بوی بهار
بوی بهار

بوی بهار در خانه نشستم که ببینم گل رویت دیوانه شدم ، محو شدم در غم بویت هر دم به سبویی به دلت رام شدم من نا خواسته افتادم و خو کرده به کویت چون بوی بهاران همه سرمست شدم […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۴
برچسب ها:
ادامه دارد…
ادامه دارد...

شبیه سریالی که پایان یافته با جمله ی «ادامه دارد…» ادامه خواهم داشت، در فصل های پیشِ رو… #سورنارخشا

آخَرِ عشقم وُ از عشق تنفّر دارم
آخَرِ عشقم وُ از عشق تنفّر دارم

بسمه تعالی آخَرِ عشقم وُ از عشق تنفّر دارم نه تنفّر !!!! که از آن بیزارم نه که بیزار!!!! دلی خون دارم جگرم، آتشِ جوری ست کَز او یادگاری ست از این زندانم هر دَم از قافلۀ عشق سخن می […]