“سقوط آزاد”
"سقوط آزاد"

“سقوط آزاد” ای کاش می دانستم ته پرواز در آسمان چشمانت سقوط آزاد است. مریم باغ شیرین

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۱/۱۰
برچسب ها:
نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند
نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند

نمیدانم چرا دل ، ناگرانی می کند بر اسارت میرود، او بنده گانی می کند چون که افسارش ز دستم رفته است لیک تا دلبر ببیند ، دم تکانی میکند من دگر از دست این دل بر کجا راهی برم […]

مستم ز نگاه چشم مستت امشب
مستم ز نگاه چشم مستت امشب

مستم ز نگاه چشم مستت امشب یا زان دو لب باده پرستت امشب از جام لبت گرفته ام جام دگر جامی بدهم دوباره دستت امشب لب های تو آتش به لبانم زده است بر گیر مرا به جان مستت امشب […]

ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر
ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر

ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر می کِشانَـدَم به سمتِ یک خیال به سانِ گمگشته ای که از آتشِ درون می گریزد به سایه بانِ درختانِ بالابلندِ بهشت پاره ای پناه می آورد، به تماشایِ رقصِ نور و سایه […]

سوت بزن در گوشم
سوت بزن در گوشم

سوت بزن در گوشم سالهاست خاموشم ساعت سوزش سکوت و ناسازگاریست ناسازگاری تلخ روزگار سازش غم ها سوت بزن در گوشم باز مدهوشم سوختن بس است باید ساخت ساختنی از جنس آینه بی مقاومت بدون صحبت باید ساخت با سادگی […]

بازم بارون میاد نم نم هوای باغ لبریزه
بازم بارون میاد نم نم هوای باغ لبریزه

بازم بارون میاد نم نم هوای باغ لبریزه زبوی آشنایت دل تویی باران پاکیزه بازم بارون میاد نم نم هوای باغ مستم کرد به مستی من زدم حرفی که شاید گوش نباید کرد بازم بارون میاد نم نم صدای آشنایی […]

در پشت جاده های غم زده
در پشت جاده های غم زده

در پشت جاده های غم زده در کنار ساحل وصل و امید یاد تو همچون خورشید در فلک میدرخشد پر امید بوی یاس و بوی نرگس در کنار جوی آب بوی نیلوفر وحشی در جوار قاصدک می برد هوش از […]

ای کاش آن شیرین بیان همصحبتم می شد
ای کاش آن شیرین بیان همصحبتم می شد

ای کاش آن شیرین بیان همصحبتم می شد یا که طنین خنده هایش قسمتم می شد وقتی که زیر بار عسرت قامتم خم بود مثل ستونی تکیه گاه قامتم می شد گاهی که سنگ تهمت از هر سمت می آمد […]

من خسته ام شبیه زنی در مسیر کوچ
من خسته ام شبیه زنی در مسیر کوچ

من خسته ام شبیه زنی در مسیر کوچ افتاده ام به راه ولی سمت هیچ … پوچ از ابتدای قصّه ی شیرین زندگی چسبیده ام فقط به تو با دست های نوچ دنیا نر است گفته ای امّا فقط بدوش […]

آن قدر شعر بافتم من
آن قدر شعر بافتم من

آن قدر شعر بافتم من که برای سال ها پاییز بپوشی که نشود روزی از سرما بلرزی که نشود از تنهایی بترسی آن قدر شعر بافتم من که پینه بست دست هایم رج به رج گفتم میایی شعر ها از […]

تقدیم به فرزندان شهدای مدافع حرم
تقدیم به فرزندان شهدای مدافع حرم

بسمه تعالی تقدیم به فرزندان شهدای مدافع حرم بابا جونم سلام، بابای خوب من سلام ***************** یه دنيا حرف دارم خلاصه می شه تو نگام به روی شونه هام ،یه كوه درد و غربته ************** نگاهم و بخون كه پر […]

یا حسین شفیع محشر
یا حسین شفیع محشر

بسمه تعالی نوحه یا حسین شفیع محشر با سبک سید ذاکر و برگرفته از شعر ایشان یا حسین شفیع محشر تویی امید دل من یه دعا کنی آقا جون تا نمیره این دل من یه روزی میشه آقا جون برسم […]

سفره ی افطار
سفره ی افطار

سفره ی افطار نزدیک اذان مغرب و موقع افطار بود مرد که ظاهری بسیار وارسته داشت با محاسن سفید و جای مهر بر پیشانی از کثرت سجده ، در حالیکه در یک دست یک ظرف حلیم داشت و در دست […]

قتل لحظه ها
قتل لحظه ها

قتل لحظه ها دوستان ادیبم باز یک شب و بیداری و حاصلش داستانک زیر بود ، بی هیچ ادعای در زمینه ی قالب داستانی اما دفاع از محتوا تقدیم شما یاران می کنم ، تمنا دارم علی رغم طولانی بودن […]

نام
نام

(( نام )) شهد جام زندگییه من تو بودی نازنین در خیالم تا سحر تنها تو بودی نازنین یک دم از یاد تو من غافل نبودم لیک تو لحظه ای در خلوتت یادم نبودی نازنین روز اول که به چشمت […]

گرفتار
گرفتار

(( گرفتار )) من هنوزم که هنوز است گرفتار توام صحت از روح و تنم رفته و بیمار توام بی سبب نیست که این جسم و تنم رنجور است سبب آن است که من عاشق و شیدای تو ام نکند […]

آئینه ی نگاه
آئینه ی نگاه

(( آئینه ی نگاه )) شد دل من ترک ترک از عطش نگاه تو دیده کجا کشد سرک کجاست دیده گاه تو خاک رهت چگونه من سرمه چشم خود کنم یا به چه حیله و کلک خاک شوم به راه […]

از خاک تا افلاک
از خاک تا افلاک

(( از خاک تا افلاک )) ای عشق پاک و خاکیم وی نشئه ی افلاکیم از زنده بودن شاکیم از مرگ نبود باکیم من از جفایت خسته ام درهای دنیا بسته ام چون عاشقی وارسته ام از دام دنیا جسته […]