چهار پاره عاشقانه ناصر ندیمی

چهار پاره عاشقانه ناصر ندیمی
Notice: Undefined offset: 0 in /home/poem/public_html/wp-includes/class-wp-query.php on line 3071
حتماً بخوانید

شعر چهار پاره عاشقانه از آقای ناصر ندیمی

 

 

 

وقتی به چشم قهوه ای ات فكر ميكنم

از لابلای هر نفسم؛دردسر بكش

چشمان تو مزارع كوباست،…

بعد از اين،

فنجان فال قهوه ی من را تو سر بكش

**

كوبا،

هميشه سرخوش سيگار يا شكر

با مردمان قهوه ای اش مثل شعر نو

چشمان تلخ قهوه ای ات را به من بده

اين شعر های دم نكشيده برای تو!

***

سرسبزی شمال اروپا مزخرف است

يا سردی هميشه ی زنهای استونی

اصلن به من چه آبی دريای بالتيک

با چشمهای قهوه ای خود ،

چه می كنی؟!

****

من خاوری/ميانه ای/ ام،منفجر شده

دستی اگر به لمس سقوطم رسيده است

يک شب دفاع نحس مقدس شروع شد

جنگی كه خون شهر مرا سركشيده است

*****

اصلن به من چه قهوه ای چشمهای تو

وقتی به جنگ،شهر مرا سر بريده اند

آنقدر زخمی ام كه فقط فكر می كنم

پای مرا به جنگ جهانی كشيده اند

******

چهار پاره عاشقانه زیبا از ناصر ندیمی

******

 

كوبای خوب اول اين شعر مال تو

سيگار يا شكر،به تو تقديم می شود

می ترسم اينكه از بغلم دور تر شوی

اين شعر مختصر به تو تقديم می شود

*******

چهار پاره عاشقانه ار ناصر ندیمی

*******

اصلن به من چه از بغلم دورتر شوی

اصلن به من چه ،اينكه اروپا مزخرف است

من خاوری/ميانه ای/ام،دربدر ترين

اين شعر عاشقانه سراپا مزخرف است

********

من فحش مي دهم به ترورهای بی هدف

حالی كه دست هاي مرا مُشت مي كند

با پول نفت شكل جهانم عوض شده

اما هنوز سفره به نان پُشت مي كند

*********

اين سگ نوشته ها كه فقط پارس مي كنند

با من حضور نحس سگی را نگاه كن

فرقی نمی كند كه،كجا خاک بر سری!

حتی اگر! سواحل زيبای بارسلون

**********

بی انقلاب درد زيادی كشيده ام

سيگار مي كشم كه فقط درد كم كنم

با چشمهای قهوه ای ات،شعر گفته ام

می خواستم برای خودم قهوه دم كنم

 

چهار پاره عاشقانه و دیگر اشعار ناصر ندیمی را می توانید از لینک زیر مشاهده کنید.

ناصر ندیمی