جلیل صفربیگی اين سيب را چگونه دهانی نچيده است

جلیل صفربیگی اين سيب را چگونه دهانی نچيده است

جلیل صفربیگی اين سيب را چگونه دهانی نچيده است

 

اين سيب را چگونـــــه دهــــــانی نچيده است

اين سيب را که اين همه سرخ و رسيده است

سيبی کــــــه عکس عادت و قانون جاذبه

سوی خودش تمام زمين را کشيده است

بی شک کليد روضه ی رضوان به دست اوست

آن باغبـــان کــــــه ميوه چنين پروريــــده است

بازار سيب سخت کســـــــاد است حيرتا!

اين سيب را خدا ز چه باغی خريده است

اين کيست اين که در تب سيبی چنين قشنگ

دست و دل از تمــــــام عـزيــــــزان بريده است

اين مرد اين که در پی يک ميوه ی حلال

از عرش تا به فرش خدا را دويده است

آری منم که در تب سيبی چنين قشنگ

اينگونـــــه رنگ سبز سرودم پريده است.

جلیل صفربیگی

 

سایر اشعار جلیل صفربیگی رو از لینک زیر بخونید :

 

جلیل صفربیگی