شربت توت سیاه است آن چه بر لب ریخته حامد عسگری

شربت توت سیاه

شربت توت سیاه است آن چه بر لب ریخته حامد عسگری

شربت توت سیاه است آن چه بر لب ریخته
تشه ها را تشنه تر کرده ، لبالب ریخته
میرعماد امشب چلیپایی به رقص آورده یا
گیسویی بر شانه ی لختی مورب ریخته
جان فدای خالقی که در دهان کوچکش
چند مروارید غلتان مرتب ریخته
خالقی که چشم هایش را پدید آورده و
قطره ی از آن میان کاسه ی شب ریخته
من اتاقم را همین دیشب مرتب کردم و
اسمش آمد گوشه گوشه یاس و کوکب ریخته
از عطش میمیرم و قسمت نخواهد شد مرا
جرعه ای از آن چه را گفتم که بر لب ریخته

 

حامد عسگری

شربت توت سیاه است آن چه بر لب ریخته

سایر اشعار حامد عسگری را از لینک زیر بخوانید

حامد عسگری