می‌توانم چشمانم از آنجا که آب شد بیرون بریزم

می‌توانم چشمانم از آنجا که آب شد بیرون بریزم

اگر کسی این دست
که بر روی دستم ماندەاست را
از من نگیرد
می‌توانم چشمانم
از آنجا که آب شد
بیرون بریزم
اگر کسی اسمم را در گوشم فرو نکند
با همین دست آن را
پایین می‌کشم
در تابلویی به”ون‌گوک “می‌دهم
مرا در اعلامیەی روزنامە ها منتشر کنید
پیدایم کند،تا کسی
تاکسی هم
این خیابان را تا اخر به خانەام نمی‌‌رساند
که تنهاییم پایین برود
بیاید کسی
مرا به خود بدمد
آنکە
همیشه می‌ترسید آهش به باد برسد
و دامن کسی که دوست دارد را
پایین بکشد
پایین بکشید دستتان را
شمایی که بر ریسمان تنهایی هم چنگ می‌زنید
این جسم به من باز نمی‌نگردد
و این دست هم
در کنار گوشی کە فرو افتادە است
بر روی دست می‌ماند.

کاروان شکری