سال های پر از تهی دستی

سال های پر از تهی دستی

ر

سال های پر از تهی دستی
در به رویم بگو چرا بستی

پیش از آن تنگراه می گفتی
از دوچشمم عزیزتر هستی

با همه تلخیش زمستان رفت
ای زغال سیاه رو پستی

درخیال مسافرم حالا
ختم این کوچه های بن بستی

خوب رو کرد  دست هایت را
سال های پراز تهی دستی

محمدعلی ساکی