تو را در خیالاتم میبینم هر گوشه ای هر روز تنها..

تو را در خیالاتم میبینم هر گوشه ای هر روز تنها..

تو را در خیالاتم میبینم هر گوشه ای هر روز تنها..
دلم در تمنای دیدن چشمانت یه نجوا می نشیند هر روز تنها…
به دنبال تو هر روز مثل دیوانه ای سر گشته به بیابون میروم هر روز تنها..
دارد دیوانه ام میکند آن دو چشم سیاهت ای یار منو هر روز تنها..
میشود بیایی و بنشینی در مقابلم و منِ دیوانه هی خیره شوم به چشمان سیاهت هر روز تنها؟..
من را دریاب از خیالاتم نجاتم ده ای یار منو دیوانه را دیوانه تر نکن هر روز تنها…….

فاطمه اولادی